وَ أَنْعامٌ لا يَذْكُرُونَ اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا افْتِراءً عَلَيْهِ سَيَجْزِيهِمْ بِما كانُوا يَفْتَرُونَ
( 138 )
و چارپايان ديگرند كه به وقت ذبح ياد نمىكنند نام خدا را بر آنها ، از جهتى كه بهتان مىكنند بر خدا ؛ عنقريب ، سزا خواهد داد ايشان را به آنچه افترا مىكنند .
تفسير : مثلا ، مردان خورند و زنان نخورند ! يا تنها رجالى خورده مىتوانند « 1 » كه مجاوران بتكدهاند . آنها به زعم خود اين قيود را بر بعض چارپايان و مزارع وضع كرده بودند كه به نام بتان وقف شده بود ؛ همچنين ، بر بعض حيوانات سوار شدن و بار نهادن را حرام مىانگاشتند ؛ و قرار داده بودند كه هنگام ذبح كردن يا سوار شدن يا دوشيدن بعض حيوانات نام خدا را نبرند كه مبادا در حصّهء بتان شركت خدا واقع شود ! شگفت اينجاست كه اين خرافات و جهالت را به سوى خدا منسوب مىكردند ؛ گويا ، معاذ اللّه ، اين احكام را خدا ( ج ) فرود آورده ، و به اين طريق مىتوان رضاى الهى ( ج ) را به دست آورد . با اين عناوين ناستوده ، و اين همه افترا و بهتان ، زود است كه به كيفر اين گستاخىهاى خويش برسند .
وَ قالُوا ما فِي بُطُونِ هذِهِ الْأَنْعامِ خالِصَةٌ لِذُكُورِنا وَ مُحَرَّمٌ عَلى أَزْواجِنا وَ إِنْ يَكُنْ مَيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكاءُ سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ
و مىگويند : آنچه كه در شكم اين مواشى است ، آن خاص ( حلال است ) به مردان ما و حرام است بر زنان ما ؛ و اگر باشد مرده ، پس همه در خوردن آن شريكاند ! سزا خواهد داد ايشان را به اين بيان ايشان ؛
هامش
( 1 ) . مردانى مىتوانند ، بخورند