تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
مىپنداشتند ! شايد اين رسم را شيطان در مقابل سنّت خليل الهى القاء كرده بود . تا هنگامى ، در يهود نيز آيين كشتار فرزند به‌طور عبادت و قربت جارى بود ؛ و پيغمبران بنى اسرائيل به كمال شدّت آن را رد كردند . به‌هرحال ، در اين آيت ، شناعت تمام انواع قتل اولاد كه در جاهليّت رواج داشت ، بيان شده است . شياطين قتل اولاد را تلقين و تزيين مىكنند تا مردم را در دنيا و آخرت در هر دو جا بر باد دهند ، و دين آنها را به چيزهايى بياميزند كه با ملّت ابراهيمى و اسمعيلى بالكلّ مضادّ و منافى است ، و آن را در لباس دين و قربت و عبادت به مردم باور كنانند ؛ العياذ باللّه ! سنّت ابراهيمى و اين جهالت و بىدانشى !
« ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا »
.
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ
( 137 ) و اگر مىخواست خدا ، نمىكرد اين كار را ؛ پس بگذار ايشان را با مفترياتشان . تفسير : در آغاز
« وَ لَوْ أَنَّنا »
آيتى به اين مضمون گذشت ؛ چيزى كه در آنجا و در تحت ساير آياتى كه به اين مضمون است نگاشته‌ايم مطالعه شود .
وَ قالُوا هذِهِ أَنْعامٌ وَ حَرْثٌ حِجْرٌ لا يَطْعَمُها إِلَّا مَنْ نَشاءُ بِزَعْمِهِمْ وَ أَنْعامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُها
و مىگويند كه اين مواشى و كشت ، ممنوع است ؛ نخورد آن را هيچكس مگر كسى را كه ما بخواهيم ! موافق گمان ايشان ؛ و چارپايانىاند كه حرام گردانيده شده بر پشت آنها سوارى ؛
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 281 | محمود حسن ديوبندى