راه راست روان است ؛ آيا ممكن است حال آن جماعت در قبول اغواى شيطانى با حال آن اولياء شيطان يكسان باشد كه در ظلمات جهالت و ضلالت ، افتان و خيزاناند ، و از آن برآمده نمىتوانند ؟ ! زيرا ، آنها تاريكى را روشنائى و زشتى را زيبائى مىپندارند ؟ گاهى « 1 » چنين نمىشود !
وَ كَذلِكَ جَعَلْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكابِرَ مُجْرِمِيها لِيَمْكُرُوا فِيها وَ ما يَمْكُرُونَ إِلَّا بِأَنْفُسِهِمْ وَ ما يَشْعُرُونَ
( 123 )
و همچنان ، آفريديم ، در هر ده سرداران گنهگاران را ، تا حيله افگنند آنجا ؛ و آنچه حيله ( نه ) مىكنند ( مگر ) به نفسهاى خود ؛ و فكر نمىكنند .
تفسير : رؤساى مكّه از امروز بهانهجوئى ندارند ؛ بلكه از روزگاران باستان اكابر كفّار عادت داشتند كه به حيله و فريب ، عوام الناس را از پيروى پيغمبران بگردانند ؛ مثلا ، وقتى كه فرعون معجزهاى حضرت كليم را ديد ، بهانه كرد و گفت : اين كس مىخواهد به قوّت سحر سلطنت را بستاند ! ليكن ، به حمد اللّه ، حيله و مكر آنها به ايمانداران راسخ كارگر نمىشود ؛ حيله جويان عاقبت خويش را خراب كرده ، به خود زيان مىرسانند ؛ امّا ، اكنون آن را احساس نمىكنند .
وَ إِذا جاءَتْهُمْ آيَةٌ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتى
و چون آيد نزدشان آيتى ، مىگويند : ما هرگز ايمان نمىآريم تا آنكه داده شود ما را
هامش
( 1 ) . هيچگاه