وَ قَدْ فَصَّلَ لَكُمْ ما حَرَّمَ عَلَيْكُمْ إِلَّا مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ
حال آنكه واضح كرده ( به شما ) چيزى را كه حرام گردانيده بر شما ؛ مگر آنچه مجبور شويد بسوى آن .
تفسير : چيزهاى حرام ، به استثناى احوال اضطرار و مجبورى ، پيشتر به تفصيل ذكر شد ؛ حيوان حلالى كه به نام خدا ( ج ) ذبح شود ، در آن داخل نمىباشد ؛ پس در ناخوردن « 1 » آنچه دليل است ؟ !
وَ إِنَّ كَثِيراً لَيُضِلُّونَ بِأَهْوائِهِمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِينَ
( 119 )
و هرآئينه بسيار مردم گمراه مىكنند بر خيالات خود ، بىتحقيق ( بدون دانش ) ؛ ( هرآئينه ) پروردگار تو ، او داناتر است به تجاوزكنندگان از حق .
تفسير : عقيدهء مسلمانان اين است كه هرچه را بالواسطه يا بلاواسطه خدا پديد مىآرد ، و مىميراند ؛ در آفريدگان او خوردن بعضى گوارا و مفيد است ، چون سيب ، انگور و مانند آن ؛ و اكل بعضى منفور و مضرّ ، چون اشياى ناپاك و سمّ الفار « 2 » و مانند آن . اشيائى را كه خدا مىميراند ، نيز دو گونه است : اوّل ، كه فطرت سليم از آن نفرت مىكند ، يا خوردن آن براى صحّت بدنى و روحى ما ، نزد خدا ، مضرّ مىباشد چون حيوان دموى كه به مرگ طبيعى مرده ، و خون آن در گوشتش جذب شده باشد ؛ دوّم ، حيوان حلال و طيّب كه به قاعده موافق ، و به نام خدا ذبح شده ؛ اين را نيز خدا ميرانيده ، و با دست مسلمان ( و اهل كتاب ) ذبح شده ؛ مگر « 3 » به يمن
هامش
( 1 ) . نخوردن
( 2 ) . مرگ موش
( 3 ) . ليكن ، امّا ،