تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
تفسير : « شرك » تنها پرستش ما سوى اللّه نيست ؛ بلكه در حكم نيز شرك مىشود كه ( انسان ) در تحليل و تحريم اشياء استناد شرعى را بگذارد ، و خاص پيرو آراء و اهواء گردد ؛ چنان كه در تفسير
« اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ
« 1 »
»
مرفوعا منقول است كه اهل كتاب وحى الهى را ترك داده ، مدار تحليل و تحريم را صرف بر احبار و رهبان خود قرار داده بودند .
أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
( 122 ) آيا كسى كه بود مرده ، پس زنده كرديم او را ، و گردانيديم براى او روشنى ، كه مىرود با آن در ميان مردم ؛ مانند كسى هست كه حال آن اينست كه افتاده است در تاريكىها كه نيست بيرون آينده از آن ؟ ! همچنان ، مزيّن كرده شده در نظر كافران آنچه مىكردند . تفسير : نخست فرمود كه شياطين در قلوب دوستان خويش وسوسه مىافگنند كه با مسلمانان جدال كنند . يعنى ، بحث و جدل ، تلبيس و فريب و وسوسه نموده ، آنها را از طريق حق دور كنند ؛ امّا ، آنها بايد اين خيال خام را از خاطر خويش برآرند . آن جامعه يا آن كسى كه به مرگ بىدانشى و گمراهى مرده بود ؛ خداوند ( ج ) دوباره آن را به روح ايمان و عرفان زنده گردانيد ، و فروغ قرآن بخشيد كه به مدد آن نور حقيقت ، در عين هجوم اين مردم ، بدون تكلّف به
هامش
( 1 ) . سورهء توبه ، آيهء 31 .
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 268 | محمود حسن ديوبندى