گويند ؛ و تمام امم گذشته دوباره زنده شوند ، و مقابل آنها بايستند ؛ باز هم آنها از سوء استعداد و تعنّت و عناد ، پذيراى حق نمىشوند . بىشك ، اگر خدا ( ج ) خواهد ، مىتواند به غلبه بر آنها قبول نمايد « 1 » ، امّا مخالف حكمت او و نظام تكوين است ، و بسا از ايشان كه از دانستن آن جاهلاند .
تفصيل ، پيشتر گذشت .
وَ كَذلِكَ جَعَلْنا
و همچنين گردانيديم ؛
تفسير : يعنى ، آفريدهايم ما .
لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ
( 112 )
براى هر نبىّ ، دشمن ؛ سركشان انس و جنّ ( كه مىآموزند ) وسوسه مىافگنند بعضشان بعض را سخنهاى ملمّع ، براى فريب دادن ؛ و اگر مىخواست پروردگار تو ، نمىكردند اين كار را ؛ پس بگذار ( ايشان را ) با دروغشان .
تفسير : از آنجا كه تكوينا حكمت بالغهء الهى ( ج ) مقتضى آنست كه تا هنگامى كه قيام عالم
هامش
( 1 ) . به زور به آنان بقبولاند ،