تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
مجبور و مضطرّ نباشد . پيشتر ، بيان اين مسئله گذشت .
وَ ما جَعَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ
( 107 ) و نگردانيديم تو را بر ايشان نگهبان ، و نيستى تو بر ايشان متعهّد . تفسير : فريضهء تو تبليغ و اتّباع احكام الهى است ؛ متعهّد و مسئول اعمال آنها نيستى .
وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ
و بد نگوئيد آنانى را كه اينها پرستش مىكنند بجز از خدا ؛ پس آنها بدخواهند گفت خدا را از بىادبى ( از ظلم ) بدون دانش . تفسير : چون تبليغ و نصيحت نموديد ، از فريضهء خويش فارغ شديد ؛ اينها خود مسئول شرك و كفر خوداند ؛ بر شما مسئوليّتى نيست . زنهار ، از سوى خويش سبب مزيد كفر و تعنّت آنها مشويد ؛ چنان كه بالفرض « 1 » ، در اثناى بحث و مناظره نسبت به ترديد مذهب آنها به خشم آئيد و معبودان و مقتدايان آنها را دشنام دهيد ؛ در نتيجه آنها نيز ، به پاسخ شما ، دربارهء معبود برحق و اكابر محترمتان بىادبى مىكنند ، و از فرط جهل به آنها دشمنان مىدهند ؛ در اين صورت ، گويا دربارهء معبود واجب التعظيم و بزرگان قابل احترامتان ، خود مايهء اهانت شده‌ايد ! بايد هميشه از آن احتراز كرد . اگر نادرستىهاى اصول و فروع مذهبى را از طريق عقل ظاهر كنيد ، و يا بر ضعف و ركاكت آن ، بر سبيل الزام و تحقيق ، تنبيه نماييد ؛ چيزى عليحده است . قرآن كريم به غرض توهين و تحقير پيشوايان و معبودان ساير اقوام به استعمال الفاظ دلخراش هيچ وقت اجازه نداده .
كَذلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلى
همچنين ، مزيّن كرديم در نظر هر گروهى كردارشان را ؛ باز ، بسوى
هامش
( 1 ) . فرضا ، مثلا ،