كُلَّ شَيْءٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
( 101 )
هر چيز را ؛ و اوست به هر چيز دانا .
تفسير : تعجّب است كه شما چون مخلوقى را از روى حقيقت اولاد خدا قرار مىدهيد كه را مادر اين اولاد مىدانيد ؟ و علايق اين مادر را با خدا ( ج ) چه نوع قبول مىكنيد ؟ ! نصارى مىگويند كه مسيح پسر خداست ؛ امّا نتوانستند جرأت كنند كه مريم صدّيقه را زوجهء خدا انگارند ( العياذ باللّه ) و قائل به علايق و روابط ازدواج گردند ؛ هرگاه چنين نيست ، پس پسرى كه از بطن مريم پديد آمده ، چگونه خدا مىشود ؟ ! خداى متعال در جهان ديگر فرزندان را نيز از بطن مادران آفريده ، امّا آنها ( نعوذ باللّه ) اولاد نسلى خدا گفته نمىشوند ! اين قدر تفاوت كه خدا پسرى را محض از نفخهء جبرئيليّه بدون توسّط اسباب عادى خلق كرده ، و ديگران را در سلسلهء اسباب عمومى آفريده ، بر مسئلهء ابوّت و بنوّت ، هيچ اثر افگنده نمىتواند « 1 » . چه اسباب و مسبّبات باشد ، و چه خوارق عادات ؛ همه را خدا آفريده ، و خاص حضرت او مىداند كه آفرينش چيزى در چه وقتى و به چه صورتى مصلحت و حكمت است .
ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ
( 102 )
اين است خدا ، پروردگار شما ؛ نيست هيچ معبودى جز او ؛ پيداكنندهء هر چيز است ؛ پس پرستش كنيد او را ؛ و او بر همهچيز كارساز است .
تفسير : بايد بدين جهت وى را عبادت كرد كه به داشتن صفات متذكّرهء « 2 » فوق ذاتا شايان معبوديّت مىباشد ، و كارسازى كاينات در قبضهء قدرت اوست .
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ
در نمىيابند او را چشمها ، و او درمىيابد چشمها را ؛ و او
هامش
( 1 ) . نمىتواند هيچ اثرى بگذارد .
( 2 ) . تذكّر داده شده ، ياد شده