مىگويند : « سُبْحانَكَ أَنْتَ وَلِيُّنا مِنْ دُونِهِمْ ، بَلْ كانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكْثَرُهُمْ بِهِمْ مُؤْمِنُونَ » « 1 » ؛ يا مراد از « جنّ » قوم جنّ مىباشد كه از بعض رؤساى آنها اهل جاهليّت تعوّذ و استعانت مىكردند : « وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزادُوهُمْ رَهَقاً » ( جنّ ، ركوع 1 ) . بههرحال ، آنها نيز مانند ما مخلوق ناتوان خدايند ؛ آفريده با آفريدگار چگونه انباز شده مىتواند « 2 » ؟ ! وَ خَرَقُوا لَهُ بَنِينَ وَ بَناتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ و مىتراشند براى او پسران و دختران ، به نادانى ؛ تفسير : نصارى حضرت مسيح را ، و بعض يهود حضرت عزير را ، پسر خدا مىگفتند ؛ و مشركان فرشتگان را دختران خدا مىخواندند . سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَصِفُونَ ( 100 ) او پاك است و بلند است از آنچه بيان مىكنند . تفسير : از شركت منزّه ، و شأن او از تركيب و تحليل ، نهايت بلند است ؛ پس تصوّر پدر و فرزند در آنجا هرگز درست نمىباشد . بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ آفرينندهء آسمانها و زمين است ؛ تفسير : آنكه به غير نمونه ، و بدون توسّط آلات ، تمام آسمانها و زمين را به طرزى نو پديد آورده ؛ امروز به امداد شركا و يارى پدر و نواسه « 3 » چه ضرورت دارد ؟ ! أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ وَ خَلَقَ چگونه باشد او را فرزند ؛ و حال آنكه نيست او را هيچ زن ؟ ! و بيافريد
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 254
مساهمون: محمود حسن ديوبندى
ص٢٥٤
هامش
( 1 ) . سورهء سبأ ، آيهء 41 .
( 2 ) . چگونه مىتواند انباز شود ؟ ! شريك گردد ؟ !
( 3 ) . نواده