تفسير : خدا كه صفات وى درين دو سه آيات مذكور شد ، شايسته است كه محض پيرو فرمان او باشيم ، و در پيشگاه او منتهاى عبوديّت نمائيم ، و هر لحظه از وى بترسيم . به ما حكم داده ، و ما از حكم وى اعراض نمىتوانيم . وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ و چون گفت ابراهيم ، تفسير : در آيات گذشته ، اثبات توحيد ، نفى شرك بود ، و از ارتداد مسلمين كفّار مأيوس گردانيده شده بود . اينجا مقصود از ذكر واقعهء حضرت موّحد اعظم ، ابراهيم - عليه السّلام - تأكيد آنهاست ، و ضمنا به مسلمانان تعليم است كه معاندان و مكذّبان را چگونه نصيحت و تفهيم نمايند و چگونه از آنها اظهار تبرّى و جدايى كنند . مسلمان قانت ، بر خداى واحد يگانه توكّل و اعتماد نمايد ، و از وى بترسد ، و تابع فرمان او باشد . لِأَبِيهِ آزَرَ پدر خود آزر را ؛ تفسير : علماى انساب نام پدر ابراهيم را تارخ نوشتهاند ؛ ممكن است تارخ نام و آزر لقب او باشد . ابن كثير از مجاهد و ديگران نقل مىكند كه آزر نام بت بود ؛ شايد بنابر مداومت او در خدمت آن بت ، به آزر ملقّب شده باشد ؛ و اللّه اعلم بالصواب . أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً إِنِّي أَراكَ وَ قَوْمَكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ ( 74 ) آيا مىگيرى بتان را خدايان ؟ ! هر آئينه من مىبينم ترا و قوم ترا در گمراهى ظاهر . تفسير : چه ضلالتى آشكارتر از اين است كه اكرم المخلوقات يعنى انسان سنگى را كه به دست خود تراشيده به مرتبهء الوهيّت بشناسد ، و در مقابل او سر به سجود نهد ، و آن را برآرندهء مرادات داند .
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 232
مساهمون: محمود حسن ديوبندى
ص٢٣٢