لهجهء استفهام انكارى است ؛ يعنى ( آيا اين است پروردگار من ؟ ! ) يا به طريق تهكّم و تبكيت است ، يعنى ( اين است پروردگار من موافق عقيده و گمان شما ) چنان كه موسى - عليه السّلام - گفت :
وَ انْظُرْ إِلى إِلهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عاكِفاً )
يعنى به زعم تو ؛ مفسران را علاوه بر اين سخنان ديگر نيز مىباشد امّا در خيال ما راجح اين است و اللّه اعلم .
فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ
( 77 )
پس چون بديد ماه را در حال طلوع ( روشن ) ، گفت : اينست پروردگار من ! پس چون غايب شد ، گفت : اگر هدايت نكند مرا پروردگار من ، البتّه شوم از گروه گمراهان ؛
تفسير : ماه چون سيّارهاى فروزان و زيباست ؛ اگر مدد خدا ( ج ) نباشد انسان به جمال و رعنايى او مفتون مىشود .
فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ
پس چون ديد آفتاب را در حال طلوع ، گفت : اينست پروردگار من ؛ اين بزرگتر است از همه كواكب ؛
تفسير : آفتاب در نظام فلكى از همه بزرگتر و فيّاضتر است . شايد در عالم مادّى كمتر