تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
الشَّيْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
( 68 ) شيطان ، پس منشين بعد ياد آوردن با گروه ستمگاران ؛ تفسير : اين مردم بر آيات اللّه طعن و استهزاء و انتقاد ناحق مىكنند ، و خويشتن را مستحقّ عذاب مىگردانند شما با آنها آميزش مكنيد ، ورنه شما نيز در زمرهء آنها شامل « 1 » ، و مورد عذاب مىشويد ! چنان كه در جاى ديگر فرموده :
« إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ »
. غيرت مسلمان مقتضى آنست كه بايد از چنين مجلس بيزار شود ، و كناره گيرد ؛ و اگر گاهى به سهو در آن شريك شد ، همين‌كه دانست فورا باز گردد . در اين عمل ، اصلاح عاقبت و سلامت دين شماست ، و نصيحت عملى و تنبيه است به طاعنان و مستهزئان .
وَ ما عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَ لكِنْ ذِكْرى لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ
( 69 ) و نيست بر كسانى كه پرهيزگارى كردند از حساب مجادله‌كنندگان ( كافران ) چيزى ؛ و ليكن بر ايشان لازم است پند دادن تا ايشان بترسند . تفسير : اين را دو معنى مىتوان كرد . يعنى : اگر پرهيزگاران از مجلس مجادله‌كنندگان و طاعنان برآمدند ، از مداومت گمراهى طاعنين بر آنها زيان و مؤاخذتى عايد نمىشود ؛ البتّه ، به ذمّت آنهاست كه به قدر استطاعت و حسب موقع ، نصيحت كنند ؛ شايد آن تيره‌بختان به نصيحت عمل كنند ، و از عاقبت خويش بترسند ؛ يا : مطلب « 2 » اين است كه اشخاص متّقى و محتاط ، اگر
هامش
( 1 ) . مندرج ، ( 2 ) . مقصود