اتّفاقا از روى ضرورت براى كدام واقعه « 1 » معتدّ به دينى يا دنيوى در اينگونه مجلس آيند ؛ گناه و بازپرس طاعنان دربارهء آنها اثرى نمىفگند ؛ البتّه به ذمّت آنهاست كه به قدر قدرت نصيحت كنند ؛ ممكن است وقتى آنها را تحت تأثير قرار دهند .
وَ ذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً
و بگذار كسانى را كه دين خود گرفتند بازى و لهو ؛
تفسير : يعنى ، دين خود را كه قبول آن فرض ذمّت آنها بود ، و آن دين اسلام است .
وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا
و فريفت ايشان را زندگانى دنيا ،
تفسير : مست لذايذ دنيا شده عاقبت را فراموش نمودند .
وَ ذَكِّرْ بِهِ أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِما كَسَبَتْ لَيْسَ لَها مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَ لا شَفِيعٌ وَ إِنْ تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لا يُؤْخَذْ مِنْها
و پند ده به قرآن تا گرفتار كرده نشود به ملاك نفس كافرى به آنچه كرده است ؛ نيست او را بجز خدا هيچ دوست و نه شفاعتكننده ؛ و اگر عوض خود دهد هر فديهاى كه تواند ، گرفته نمىشود از وى ؛
تفسير : كسانى كه بنابر تكذيب و استهزاى خويش مأخوذ شدهاند ، نه حمايتگرى مىيابند كه آنها را به غلبه از عذاب الهى نجات دهد ، و نه شفاعتكننده كه به سعى شفاعت كامشان را
هامش
( 1 ) . يك واقعهء