حيوان بر وى شرم مىآيد . انسان بر خلاف ديگر حيوانات ، از ديدن ، شنيدن ، پرسيدن خويش ، معلومات جديد حاصل مىكند ، و با قوّت فكر آن را ترتيب مىدهد ، و سوى حيات نوين پيش مىرود . او در تميز نيك و بد ، در معرفت نافع و ضارّ ، در دانستن مبدأ و معاد ، تواناست ؛ و در كردن و ناكردن ، فى الجمله آزاد است . ازينجاست كه خداوند ( ج ) چنان علاماتى را به وى مىنمايد كه در آن به غور كردن و فكر نمودن موقع يابد « 1 » ؛ و آزادى فطرى ، تفكّر و كسب ، از وى سلب نشود ؛ و اگر با قواى عقلى كه خداوند ( ج ) به او عطا نموده به درستى در آن غور كند ، در تميز حق و باطل و نيك و بد دچار مشكلات نگردد . پس درخواست نشانهها و معجزات برحسب مطلوب مردم كه انسان را من كلّ الوجوه به آوردن ايمان مجبور گرداند ، آزادى فطرى انسان را سلب كردن ، و نظام تركيبى او را تباه نمودن ، بلكه انسان را در زمرهء حيوانات عادى مرادف گردانيدن است ؛ و اگر اين معجزات مطلوبه چنان باشد كه انسان را من كلّ الوجوه مجبور گرداند ، پديد آوردن آن عبث مىباشد ؛ زيرا ، در آن نيز شبهات و شكوكى ، غيرناشى از دليل ، پيدا مىكنند « 2 » ، كه در هزاران آيات كه برطبق فرمايش آنها نيست ، پديد آوردهاند .
وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا صُمٌّ وَ بُكْمٌ فِي الظُّلُماتِ
و كسانىكه به دروغ نسبت كنند آيات ما را ، كرانند و گنگانند در تاريكىها ؛
تفسير : نه از گوينده مىشنوند ، و نه از ديگرى مىپرسند ، و نه چيزى را در تاريكى ديده مىتوانند ؛ چون تمام قواى خود را از عدم اعتدال عاطل گردانيدند ، به قبول و تصديق حق « 3 » چه وسيله مىماند ؟
مَنْ يَشَأِ اللَّهُ يُضْلِلْهُ
هركه را خواهد خدا ، گمراه كندش ؛
تفسير : گمراهى كسى را مىخواهد كه خود وسايل هدايت را بر روى خويش مسدود مىگرداند :
« وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ »
( اعراف ، ركوع 22 ) .
هامش
( 1 ) . فرصت يابد ؛
( 2 ) . پديدار مىكنند ، پديد مىآورند ،
( 3 ) . براى قبول و تصديق حق