تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
تفسير : يعنى ، خدا ( ج ) از نشان دادن معجزات مطلوبه عاجز نيست ؛ امّا اين قوانين حكمت و رحمت كه بنياد نظام تكوين بر آن است ، شما اكثر از دانستن آن قاصريد ؛ اقتضاى آن قوانين اين است كه تمام معجزات مطلوبه نشان داده نشود .
وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ
( 38 ) و نيست هيچ جنبنده در زمين ، و نه هيچ پرنده كه مىپرد به دو بال خود ، مگر هريك از ايشان جماعتهااند مانند شما ؛ فرونگذاشتيم در نوشتن هيچ چيزى را ؛ باز ، بسوى پروردگار خود حشر كرده خواهند شد . تفسير : در اين آيات ، بعضى از آن احكام بيان مىشود كه در عدم وانمود داشتن معجزاتى كه فرمايش كرده شده رعايت شده است ؛ يعنى ، تمام حيوانات كه در زمين مىخزند ، يا در هوا پرواز مىكنند ؛ مانند انسان ، امّت امّت‌اند ؛ هر نوع از آنها را حضرت آفريدگار به وضع و فطرت خاص آفريده ، و در دايرهء خواصّ و افعال معين كار مىكنند . هيچ حيوانى از آن دايرهء محدود افعال و حركات كه قدرت برحسب استعداد و فطرت آن مشخّص كرده قدمى فراتر گذاشته نمىتواند « 1 » ؛ چنان كه از آغاز آفرينش تا امروز ، حيوانات هركدام از همان دايرهء محدود عمل خود هيچ نوع ترقّى نكرده‌اند . استعداد و فطرت هر چيز را بايد چنين قياس كرد . اصول و فروع تدبير و تربيت كلّيّهء انواع و اجناس در علم بارى تعالى يا در لوح محفوظ مضبوط است . هنگام حيات و بعد از مرگ ، هيچ چيز از اين انضباط و انتظام كامل خارج شده نمىتواند « 2 » . انسان ، در جنس حيوان ، حيوان مختار و مترقّى است . موجوديّت كسب و اختيار ، و وجود عقل و تمييز مترقّى نظام تكوين و قانون حيات او را نسبت به ساير حيوانات اعلى و ممتاز گردانيده ؛ چنان كه از اطلاق
هامش
( 1 ) . نمىتواند قدمى فراتر بگذارد ؛ ( 2 ) . نمىتواند خارج بشود .