تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
تكذيب آيات خداست .
وَ إِنْ كانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْراضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَبْتَغِيَ نَفَقاً فِي الْأَرْضِ أَوْ سُلَّماً فِي السَّماءِ فَتَأْتِيَهُمْ بِآيَةٍ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدى فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْجاهِلِينَ
( 35 ) و اگر باشد گران بر تو روگردانى ايشان ؛ پس اگر مىتوانى كه بجوئى سوراخى در زمين ، يا نردبانى در آسمان ، پس به يارى پيش ايشان معجزه ؛ و اگر خواستى خدا ، هر آئينه جمع ساختى ايشان را بر راه راست ؛ پس مباش از نادانان . تفسير : مطالبهء كفّار اين بود كه اگر حضرت نبوى پيغمبر است ، بايد هميشه با وى نشانى باشد كه هركه آن را بيند ، به يقين و ايمان مجبور شود ! چون حضرت پيغمبر ( ص ) به هدايت تمام جهان حرص داشت ، شايد به دل مبارك مىگذشت كه اين مطالبه كفّار نفاذ يابد ؛ بدين جهت ، خداوند تربيت فرموده كه در تكوينيّات پيرو مشيت الهى باش ؛ مصالح تكوينى مقتضى اين نيست كه تمام جهان به ايمان آوردن مجبور شود ؛ ورنه خدا قادر بود بدون وساطت پيغمبران و معجزات و آيات ، از نخست ، همه را به راه راست جمع گرداند . چون حكمت خدا ( ج ) به نشان دادن چنين معجزات مجبوركننده و نشانه‌هاى فرمايشى مقتضى نيست ؛ پس كه قدرت دارد كه بر خلاف مشيّت الهى ( ج ) در زمين نقب زند ، و بر آسمان نردبان نهد ، و چنين معجزى كه مجبور كننده و برطبق فرمايش آنها باشد ، نشان دهد ؟ ! اميد وقوع چيزى كه بر خلاف قوانين حكمت و تدبير خدا باشد ، كار بىخردان است .