را مىرساند ، و ارتباط ( كنّكشن « 1 » ) آن را درست مىكند ، ماشينهاى خاموش و ساكن فورا به قوّت زياد به تدوير آغاز مىنمايد . اگر مريضى تحت عمل برق گرفته مىشود ، از رسيدن قوّهء برق ، اعضاى مفلوج و اعصاب بىحسّ او به حركت مىآيد ؛ بعض اوقات ، در اثر رساندن قوّت كهربائى در حلقوم مريضى كه زبانش بكلّى گنگ شده باشد ، قوّهء گويائى او واپس آورده شده است . حتّى ، بعض داكترها « 2 » در اين دعوى غلوّ كردهاند كه هر نوع بيمارى را مىتوانند به قوّت كهربائى تداوى كنند ( دائرة المعارف فريد وجدى ) . چون اين كهربائى مادّى عادى چنين حالى دارد ، از آن قياس كنيد كه در كهربائى عالم ارواح كه خزانهء آن روح القدس باشد ، چه قوّتى مستور خواهد بود ؟
حق تعالى تعلّق وجود گرامى حضرت عيسى - عليه الصلاة و السّلام - را با روح القدس تحت چنان نوعيّت و اصول خاص گذاشته است كه تأثير آن در شكل غلبهء روحيّت و تجرّد و آثار مخصوص حيات ظاهر گرديد . ملّقب شدن وى به « روح اللّه » ؛ و يكسان سخن راندن او در كودكى و جوانى و پيرى ؛ كالبد خاكى را براى قبول افاضهء حيات آماده كردن ، و در آن باذن اللّه دوباره روح حيات دميدن ؛ مريضان مأيوس العلاج را بدون توسّط اسباب عادى ، باذن اللّه ، مفيد و بىعيب ساختن ؛ حتّى در نعش بىجان ، باذن اللّه ، دوباره روح حيات آوردن ؛ سازشهاى ناپاك بنى اسرائيل را به خاك آميختن ؛ و به آسمان بالا بردن او ؛ و عدم تأثير اين قدر عمر دراز بر حيات فرخندهء او ؛ و غيره ؛ و غيره ؛ تمام اين آثار از همان تعلّق خصوصى پديد آمده كه حضرت ربّ العزّت ، به نوعيّت و اصول خاصّى ما بين او و روح القدس استوار نموده .
خداى تعالى با هر پيغمبر بعض معاملات امتيازى دارد ؛ احاطهء علل و اسرار آن خاصّهء حضرت علّام الغيوب است . اين امتيازات در اصطلاح علما « فضائل جزئيّه » ناميده مىشود . از اين اشياء ، فضيلت كلّى ثابت نمىشود ؛ چه جائى كه « الوهيّت » ثابت شود ، كلمهء « خلق » در
« وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ »
محض « 3 » از لحاظ صورى و حسّى استعمال شده است ، ورنه خالق حقيقى جز
« أَحْسَنُ الْخالِقِينَ » *
ديگرى نيست . ازينجاست كه
« بِإِذْنِي »
باربار اعاده شده ؛ و در سورهء آل عمران
« بِإِذْنِ اللَّهِ »
از زبان مسيح تكرار گرديده ؛ بههرحال ، از خوارقى كه در اين آيات يا پيش از آن در آل عمران بسوى حضرت مسيح منسوب شده انكار يا تحريف نمودن ، كار ملحدى است كه مىخواهد « آيات اللّه » را پيرو عقل خود نمايد . باقى « 4 » ، كسانى كه نام « قانون قدرت » را برده ،
هامش
( 1 ) .Connection( 2 ) . دكترها ، طبيبان ، پزشكان
( 3 ) . تنها
( 4 ) . باقى مىماند اين مطلب كه