تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
در اداى فرض منصبى خود كامياب نشده ! ظاهر است كه مقصد يگانهء تمام مساعى حضرت پيغمبر ( ص ) و فداكارىهاى او همين بود كه در حضور الهى ( ج ) در انجام فريضهء رسالت عالىترين موفقيّت‌ها را حاصل كند ؛ بنابرآن ، « 1 » ممكن نيست كه در ايفاى يك پيغام به قدر ذرّه تقصيرى ورزد . عموما ، اين مسئله به تجربه پيوسته كه انسان در اداى فريضهء تبليغى به چند سبب مقصّر مىماند . يا به اهمّيّت فريضهء خود احساس و شعف كافى نمىداشته باشد ؛ يا از مخالفت عامّهء مردم به وى نقصان شديد مىرسد ؛ يا خوف دارد كه بعضى مفاد او از دستش مىرود ؛ يا چنانى كه در آيات گذشته و آينده در باب اهل كتاب توضيح شده است ، تمرّد و طغيان عامّهء مخاطبان را ديده از منتج و مثمر گرديدن تبليغ مأيوس مىشود . جواب وجه اوّل ، در
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ »
تا
« فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ »
؛ جواب وجه دوّم را در
« وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ »
؛ جواب وجه سوّم را در
« إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ »
داد ؛ يعنى ، تو فرض خود را ادا كرده باش ؛ خدا ( ج ) نگهبان تو و حافظ عزّت و آبروى تست . دشمنان تمام جهان را در مقابل تو كامياب نمىگرداند . باقى ، « 2 » هدايت و ضلالت در اختيار خداست ؛ قومى كه به كفر و انكار اصرار مىورزد ، تو انديشه مكن و مأيوس شده وظيفهء خويش را مگذار ! حضرت پيغمبر ( ص ) موافق اين آيين آسمانى و هدايت ربّانى در باب هر چيز بزرگ و كوچك به امّت خود تبليغ نمود ؛ در خواصّ و عوامّ طبقات بشرى هرچه را لايق هر طبقه و درخور استعداد آن بود ، بدون كم و كاست و خوف و خطر ابلاغ نمود ، و حجّت الهى را بر بندگانش تمام گردانيد ، و دو نيم ماه « 3 » قبل از وفات خويش در موقع حجّة الوداع آنجا كه بيش از چهل هزار عاشقان تبليغ و خادمان اسلام جمع شده بودند ، على رئوس الاشهاد اعلان كرد و گفت : خدايا تو گواه باش من امانت ترا رساندم .
قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لَسْتُمْ عَلى شَيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْراةَ
بگو : اى اهل كتاب ، شما نيستيد بر چيزى ، تا استوار داريد تورات
هامش
( 1 ) . بنابراين ، ( 2 ) . باقى مىماند اينكه ، مطلب آخر اينكه ( 3 ) . دو ماه و نيم