تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
روحانيّات نهايت غلوّ داشتند ؛ بلكه آن را مىپرستيدند ، و عقيده داشتند كه ما به ربّ الارباب يعنى به معبود بزرگ به استمداد و استعانت ارواح مجرّده و مدبّرات فلكيّه رسيده مىتوانيم ؛ « 1 » لهذا ، بايد از رياضات شاقّه و كسر شهوات ، در روح تجرّد و صفا پديد آورده با عالم روحانيّات علاقه پيدا كنيم ، تا آنگاه به رضا و خشنودى آنها به خدا رسيده توانيم « 2 » ؛ اتّباع انبياء ضرور نيست ! براى اينكه ارواح كواكب مدبّره و ديگر روحانيّات را از خود خشنود سازند ، هياكل آنها را مىتراشيدند و به ارواحشان نماز ، روزه ، قربانى و ديگر چيزها مىكردند . خلاصه ، در مقابل « حنفاء » طبقهء « صابئين » بود ، و آنها بر نبوّت و لوازم و خواصّ آن حمله مىكردند . هنگام بعثت حضرت ابراهيم قوم نمرود صابى العقيده بودند كه در ردّ و ابطال آن خليل ( ع ) جانبازى نمود .
لَقَدْ أَخَذْنا مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ
هر آئينه گرفتيم عهد بنى اسرائيل را ؛ تفسير : خداوند ( ج ) در آيت گذشته معيار قبول عند اللّه را بيان فرموده بود ، يعنى ايمان و عمل صالح ؛ و درين موقع ، توضيح مىدهد كه يهود برين معيار تا كجا موّفق شده است .
وَ أَرْسَلْنا إِلَيْهِمْ رُسُلًا كُلَّما جاءَهُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى أَنْفُسُهُمْ فَرِيقاً كَذَّبُوا وَ فَرِيقاً يَقْتُلُونَ
( 70 ) و فرستاديم بسوى ايشان پيغامبران ؛ هرگاه كه آمدى به ايشان پيغامبرى به آنچه دوست نمىداشت نفسهاى ايشان ، گروهى را به دروغ نسبت كردند ، و گروهى را مىكشتند .
هامش
( 1 ) . مىتوانيم برسيم ؛ ( 2 ) . بتوانيم به خدا برسيم ؛