تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
مىپسندند كه پس از آمدن فروغ الهى ( ج ) به سوى ظلمت ظنون و اهواء و كفر و جاهليّت باز گرايند ؟ !
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَ
اى مؤمنان ، مگيريد يهود و نصارى را دوستان ؛ تفسير : « اولياء » جمع « ولىّ » مىباشد ، و ولىّ هم به دوست اطلاق مىشود و هم به قريب و هم به مددگار . غرض ، « 1 » مسلمانان با يهود و نصارى ، بلكه با تمام كفّار ، علايق دوستانه برقرار ندارند ؛ چنان كه در سورهء نساء تصريح شده . در اين موقع ، بايد اين را ملحوظ داشت كه موالات ، مروّت و حسن سلوك ، مصالحت و روادارى ، عدل و انصاف ، اين همه جدا جدا چيزها مىباشد . اهل اسلام اگر مصلحت بدانند ، مىتوانند با هر كافرى صلح و عهد نمايند ، به شرطى كه « 2 » اين صلح و عهد به طريق مشروع باشد :
« وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ »
( انفال ، ركوع 8 ) . حكم عدل و انصاف ، چنان كه از آيات گذشته معلوم گرديد ، دربارهء كافر و مسلمان يعنى در حقّ هر فرد بشر است . مروّت ، حسن سلوك ، روادارى با آن كافران شده مىتواند كه در مقابل جامعهء اسلامى به دشمنى و عناد مظاهره « 3 » نكنند و نكرده باشند ، چنان كه در سورهء ممتحنه به تصريح مذكور است ، امّا هيچ مسلمان حق ندارد كه « موالات » يعنى اعتماد دوستانه و معاونت برادرانه با هيچ كافرى نمايد . البتّه ، موالات ظاهرى كه در تحت
« إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً »
داخل مىباشد و تعاون عادى كه در وضعيّت اسلام و مسلمانان جزئىترين تأثير بدى نداشته باشد ، اجازت است . از بعضى خلفاى راشدين كه در اين‌باره تشديد و تضييق غير عادى منقول است ، بايست آن را مبنى بر سدّ ذرايع « 4 » و مزيد احتياط دانست .
هامش
( 1 ) . منظور اينست كه ( 2 ) . به شرط آنكه ( 3 ) . همدستى ، پشتيبانى ( 4 ) . بستن راهها ، از ميان بردن زمينه‌ها