تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً
براى او از خدا چيزى ؛ تفسير : هدايت و ضلالت ، خير و شرّ ، هيچ چيز ، بدون ارادهء خداوندى در عالم وجود پيدا آمده نمىتواند . « 1 » اين چنان يك اصولى است كه انكار آن « 2 » نظر به تسليم آن بيشتر مشكل است . فرض كنيد : يكى اراده مىكند كه چيزى را بدزدد ، امّا ارادهء خداوندى اين است كه دزدى نكند ؛ اگر او به ارادهء خويش كامياب گردد ، پس لازم مىشود كه - نعوذ باللّه - خداوند ( ج ) در مقابل آن عاجز شده ! و اگر ارادهء خدا ( ج ) به ارادهء بنده غالب باشد ؛ لازم مىآيد كه در دنيا دزدى و هيچ شرّى باقى نماند ! و اگر خداوند ( ج ) از خير و شر هيچيك از آن را اراده نمىكند ؛ از آن - نعوذ باللّه - تعطّل يا غفلت او لازم مىآيد ! تعالى اللّه عن كلّ الشرور و تقدّس . بعد از غور كردن بر تمام اين شقوق ، ناچار بايد تسليم نمود كه هيچ چيز بدون ارادهء تخليق « 3 » حضرت او موجود شده نمىتواند « 4 » چون اين مسئله بسيار مهم و طويل الذيل است ما قصد داريم دربارهء اين گونه مسائل ، مضمون مستقل نوشته به فوائد ملحق سازيم ؛ و اللّه الموفّق .
أُولئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ
اين آن مردمان‌اند كه نخواسته خدا كه پاك گرداند دل‌هايشان را ؛ تفسير : نخست طرز عمل منافقان و يهود را بيان كرد و در آن اين چند عمل را به‌طور خاص ذكر نمود : هميشه دروغ و باطل را ترجيح دادن ؛ بر خلاف اهل حق جاسوسى نمودن ؛ به جماعت‌هاى بد نهاد و شرير امداد كردن ؛ در سخنان هدايت تحريف و تبديل نمودن ؛ بر خلاف خواهش و رضاى خود سخن حق را نپذيرفتن . در قومى كه اين خصال است آنها را مثل بيمارى دانيد كه نه به دوا پردازد و نه از اشياى مضر پرهيز نمايد ؛ به طبيب و داكتر « 5 » استهزا كند ؛ كسانى را كه به وى مىفهمانند دشنام دهد ، نسخه را پاره كرده دور بيفكند ، يا برطبق خواهش خود اجزاى آن را تبديل كند ، و با خود عهد
هامش
( 1 ) . نمىتواند پديد بيايد . ( 2 ) . در مقايسه با پذيرش آن ( 3 ) . تكوين ( 4 ) . نمىتواند موجود بشود . ( 5 ) . دكتر ، پزشك
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 91 | محمود حسن ديوبندى