تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيماً
( 113 ) و هست فضل خدا بر تو بزرگ . تفسير : در اين آيت ، به حضرت پيغمبر ( ص ) خطاب مىگردد ؛ و فريب خاينان افشا مىشود ، و عظمت شأن و عصمت و كمال علمى حضرت وى كه بر همه كمالات افضل و اوّل مىباشد ، بيان مىشود ؛ و فضل بىنهايت حضرت كبريائى بر ذات فرخندهء او كه از بيان و دانش ما فراتر است توضيح مىگردد ؛ و اشارت است به اين طرف « 1 » كه حضرت پيغمبر ( ص ) اگر دزد را شايستهء برائت پنداشته بود ، نظر به ملاحظهء ظاهر حال و شنيدن شهادت و اقوال بود ؛ ( العياذ باللّه ) نه به باعث ميلان عن الحق يا مداهنت فى الحق ، و در اين امر زيانى نبوده ، و بايد چنين مىشد . هنگامى كه از فضل الهى ( ج ) حقيقت امر آشكار گرديد ، ديگر تشويشى باقى نماند . مطلب « 2 » از اين سخنان آن است كه در آينده حيله‌كاران از فريفتن پيغمبر دست بردارند و مأيوس گردند ، و حضرت پيغمبر ( ص ) نيز بر وفق بزرگى و تقدّس خويش از غور و احتياط كار گيرد .
لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً
( 114 ) نيست خيرى در بسا از مشورهءشان ، مگر آنكه حكم كرده به صدقه‌دادن ، يا كار نيك كردن ، يا آشتى افگندن ميان مردم ؛ و هركه كند اين را به طلب رضاى الهى ، پس زود دهيمش مزد بزرگ .
هامش
( 1 ) . به اين سوى مطلب ، به اين جنبهء مسئله ( 2 ) . مقصود