كه اينقدر دور افتاده باشد ، چگونه مستحقّ رحمت و مغفرت شده مىتواند « 1 » ؟ بلكه آمرزش او مخالف حكمت شمرده مىشود ، و از اينجهت است كه مشركان از رحمت الهى آشكارا مأيوس فرموده شدهاند . مسلمان هر قدر گنهگار باشد ، چون فساد وى از حدّ عمل تجاوز نكرده عقايد و علاقه و توقّع وى هم درست است ؛ خداوند ( ج ) دير يا زود هر وقت باشد او را مىبخشد .
إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا إِناثاً وَ إِنْ يَدْعُونَ إِلَّا شَيْطاناً مَرِيداً ( 117 ) لَعَنَهُ اللَّهُ
نمىپرستند جز وى مگر زنان را ، و نمىپرستند مگر شيطان سركش را . لعنت كرد او را خدا ؛
تفسير : مشركان كه جز خدا ( ج ) ديگرى را معبود خود قرار دادهاند ، يعنى بتانى را كه به نام زنان موسوم كرده ، مثل عزّى ؛ منات ؛ نائله ، در حقيقت شيطان را كه سركش و راندهء خداست مىپرستند ، و شيطان آنها را فريب داده اين امر را بر آنها اجرا كرده است ؛ پرستش بتان در حقيقت اطاعت و خشنودى شيطان است . در اينجا مقصود ظاهر گردانيدن گمراهى و نادانى بىانتهاى مشركان مىباشد . بزرگتر از اين چه ضلالتى مىشود كه سواى ذات اقدس احدّيت ديگرى را معبود قرار مىدهند ؟ باز ، سنگ را پرستش مىكنند كه فاقد هر نوع حسّ و حركت ، و به نام زنان موسوم است ؟ ! اين چه رهنمونى شيطان ملعون و مردود است ؟ و چه فريب است ؟ ! نظير اين ضلالت و جهالت آيا پيدا مىشود ؟ ! احمقترين مردمان نيز اين عمل را قبول كرده نمىتواند « 2 » .
وَ قالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَ نَصِيباً مَفْرُوضاً
( 118 )
و گفت شيطان : البتّه مىگيرم از بندگان تو حصّهء مقرّره .
تفسير : هنگامى كه شيطان بنا بر نكردن سجده ملعون و مردود شد ، گفته بود : سرمايهء من
هامش
( 1 ) . چگونه مىتواند مستحقّ رحمت و مغفرت بشود ؟
( 2 ) . نمىتواند اين عمل را قبول كند .