تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦
فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً
( 82 ) در آن تفاوتى بسيار ! تفسير : از آيات گذشته آشكار گرديد كه حضرت محمّد ( ص ) فرستادهء خداست ؛ هركه وى را اطاعت مىكند ، بعينه خدا را اطاعت مىكند ؛ و هركه از حكم وى سر باززند ، مورد عذاب الهى ( ج ) واقع مىشود ؛ امّا ، منافق و مخالف حضرت وى گفته مىتوانند « 1 » : ما در گواهى خدا ( ج ) و تصديق ارشادات وى تردّدى « 2 » نداريم ، ولى از چه معلوم كنيم كه اين گفتهء خداست و از آدميان نمىباشد ؟ ! خدا ( ج ) در پاسخ آنها مىفرمايد : اينها در قرآن غور نمىكنند تا برايشان آشكار گردد كه قرآن كلام خداست ؛ اگر قرآن ، چنان كه شما پنداشته‌ايد ، كلام خدا نمىبود ؛ اختلاف بسيار در آن پديدار مىگرديد . انسان در هرحال به اقتضاى آن حال سخن مىراند ؛ در حال خشم به دوستان التفات نمىكند ، و در حال مهربانى خشم و ستيز را از ياد مىبرد ؛ هنگامى كه از اين جهان سخن مىراند ، از آخرت ذكرى به ميان نمىآرد ؛ و آنگاه كه از آخرت مىگويد ، به دنيا اعتنائى نمىنمايد ؛ در حال استغناء حرفى از نيازمندى ، و در حال نيازمندى چيزى از استغناء نمىگويد ؛ بالاخره ، سخن انسان در يك حال با سخنى كه در حال ديگر به زبان مىآرد ، بسيار متفاوت است . مگر « 3 » قرآن كه كلام خالق متعال است ، اگر چيزى را بيان مىكند ، جانب ديگر آن را نيز در نظر مىداشته باشد « 4 » ؛ هركه به نظر تعمّق در قرآن نگرد ، و اندكى تأمل نمايد ، داند كه قرآن از هر چيز و در هر مقام به يك اسلوب بحث مىكند . ببينيد : اينجا ذكر منافقان است كه مستحقّ عذاب شديدند ؛ لهذا سخنان آنها نيز به قدرى كه لازم بود مورد الزام قرار داده شد ، و الزامى را كه بر جماعتى خاص عايد بود ، خاص بر خود آنها عايد گردانيده ، فرمود كه بعضى از آنها چنين مىكنند ؛ نه اينكه در حال غضب سخن از حدود خود متجاوز شده باشد ، و از حالت ديگر كلام مختلف به نظر آيد . برعلاوه « 5 » ، ما هميشه مىبينيم كه چون سخن انسان به طول انجامد ، يكسان نباشد ؛ در ميان جملات حتما فصيح و معقّد ، درست و نادرست ، راست و دروغ ، موافق و متناقض موجود باشد ؛ امّا ، قرآن با وجودى كه چنين كتاب بزرگ است ، از هر
هامش
( 1 ) . نمىتوانند بگويند . ( 2 ) . ترديدى ( 3 ) . ليكن ( 4 ) . در نظر دارد ؛ ( 5 ) . بعلاوه ، مضاف بر اين
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 536 | محمود حسن ديوبندى