گونه اختلاف منزّه و از نيروى بشر فراتر است .
فايده : در اينجا اشارت است به اين طرف كه هركه در قرآن از تدبّر و فكر كار نگيرد ، اختلاف و شبهه وى را دست مىدهد ، و تنها اصحاب فهم از اين اوهام بر كنار مىمانند . در همين مقام كه اوّل خداوند مىفرمايد :
« قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ »
و باز مىگويد :
« وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ »
هركه تدبّر نكند ، و درست غور ننمايد ، به اشتباه مىافتد ؛ و اللّه اعلم .
وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ
و هنگامىكه بيايد به ايشان خبرى از امن يا ترس ، افشا كنند آن را ؛
تفسير : يكى از معايب منافقان و مسلمانان كوتهنظر اين است كه چون خبرى از امن پيش آيد ؛ مثلا ، مصالحت حضرت پيغمبر ( ص ) با كسى ، يا بشارت فتح سپاه اسلام ، يا خبر مدهشى پيش آيد ؛ چون جمعيّت سپاه دشمن ، يا هزيمت مسلمين ، بلاتحقيق آن را افشا مىكنند ، و مايهء رنج و زيان مسلمانان مىشوند . منافق به غرض ايذا ، و مسلمان بنابر كوتاهى دانش خويش ، چنين كارى مىكرد .
وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ
و اگر راجع مىگردانيدند آن را بسوى پيغمبر و بسوى حكّام خود ، البتّه تحقيق مىكردند ( مىدانستند ) آن را كسانىكه استخراج مىكنند آن را از ايشان ؛
تفسير : اگر خبرى پيش آيد ، بائست « 1 » آن را به امير لشگر يا نايب آن برسانند ؛ كه آنها تحقيق نمايند ، اگر شايستهء گفتن باشد ، موافق آن حكايت و عمل نمايند .
فايده : حضرت پيغمبر ( ص ) كسى را در يكى از قبايل براى تحصيل زكات مقرّر كرد ؛ مردم به پذيرائى وى بيرون آمدند ؛ او پنداشت كه به قتل وى برآمدهاند ؛ پيش از آنكه تحقيقى نمايد به
هامش
( 1 ) . بايست ، بايد