خود تنها به جهاد مىروم ! و فقط با هفتاد نفر به غرض جهاد به بدر صغرى رفت كه با ابو سفيان در آنباره در آخر غزوهء احد پيمان بسته بود ، و ذكر آن در سورهء پيش گذشت . خدا ( ج ) در دل ابو سفيان و ساير كفّار قريش خوف افگند ، كه « 1 » از مقابله عاجز آمدند ، و در ايفاى وعده دروغگو شدند ؛ و خداوند ( ج ) برحسب ارشاد خويش كافران را از جنگ بازداشت ، و پيغمبر ( ص ) با همراهان خويش به سلامتى بازگشت .
وَ اللَّهُ أَشَدُّ بَأْساً وَ أَشَدُّ تَنْكِيلًا
( 84 )
و خدا سختتر است به اعتبار جنگ ، و سختتر است به اعتبار عقوبت دادن .
تفسير : جنگ خدا ( ج ) و عذاب وى نسبت به جنگ كردن با كفّار سختتر است ؛ هركه از جنگ با كفّار و كشتن و كشته شدن مىترسد ، خشم و عذاب الهى ( ج ) را چگونه تحمّل مىتواند ؟ !
مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَهُ نَصِيبٌ مِنْها وَ مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً سَيِّئَةً يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْها
هركه سفارش كند سفارش نيكو ، مىباشد او را نصيبى از ثواب آن ؛ و هركه سفارش كند سفارش بد ، مىباشد به او بار آن ؛
تفسير : هركه در كار نيك سفارش مىكند ؛ چنان كه حضرت پيغمبر ( ص ) مسلمانان را به جهاد تاكيد نمود ، و هركه در اجراى كار بد مىكوشد ؛ چنان كه منافقان و مسلمانان سست عقيده خود از جهاد مىترسند و ديگران را مىترسانند ، اوّلى حصهء خود را از ثواب ، و دوّمى حصّهء خود را از گناه مىيابند ؛ همچنين ، كسى به توانگرى بينوائى را سفارش مىكند كه به وى چيزى دهد ، در ثواب او انباز مىگردد ؛ و كسى كه كافرى يا مفسدى يا دزدى را به سفارش خويش رها مىنمايد ، و آنها مكرّر فساد و دزدى مىكنند ، اين شخص در فساد و دزدى وى شريك مىباشد .
هامش
( 1 ) . در نتيجه