در آن وصيّتى نكرده باشد ؛ آنها را به سخن معقول رخصت دهيد ؛ يعنى ، به نرمى ؛ و از مجبوريّت خود عذر كنيد « 1 » كه : اين مال كودك پدر مرده است ؛ و ميّت نيز وصيّتى نكرده ! در آغاز سوره گفته شد كه خويشاوندان ، همه على قدر مراتبهم ، مستحقّ سلوك و رعايتاند ؛ و يتيمان و مساكين نيز چنيناند ؛ يتيم و مسكين كه قرابت دارد ، رعايت آن بيشتر است ؛ هنگام تقسيم ميراث ، حتّى الامكان بايد ايشان را چيزى داد ، كه اگر بنابر علّتى وارث شده نتوانند « 2 » ؛ از حسن سلوك محروم نمانند .
وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيداً
( 9 )
و بايد بترسند آنان كه اگر بگذارند بعد از ( مرگ ) خويش اولاد ناتوان ، كه مىترسند بر ايشان ؛ ( پس ) بايد بترسند از خدا ، و بايد بگويند سخن راست .
تفسير : در اصل ، اين ارشاد ولىّ و وصىّ يتيم راست ؛ و ديگران نيز به قدر درجات خود آن را ملحوظ داشته باشند . مطلب اين است ؛ چنان كه هر كس بعد از مرگ خود مىترسد كه اولاد من در سختى و مصيبت واقع خواهد شد ؛ شما نيز به يتيمهاى ديگران رفتارى كنيد كه آن را پس از مرگ به اولاد خود مىپسنديد ! از خدا ( ج ) بترسيد ، و با يتيم سخن راست و خوب گوئيد ؛ سخنى كه از آن دل يتيم نشكند ، و موجب زيان او نبوده ، مايهء اصلاح او شود .
إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً
( 10 )
هر آئينه آنان كه مىخورند مالهاى يتيمان را ناحق ؛ جز اين نيست كه مىخورند در شكمهاى خويش آتش را ؛ و زود مىدرآيند در آتش .
هامش
( 1 ) . عذرخواهى كنيد
( 2 ) . نمىتوانند وارث بشوند ؛ نمىتوانند ارث ببرند ؛