آن را ، جمع كنيد .
ذلِكَ أَدْنى أَلَّا تَعُولُوا
( 3 )
اين نزديكتر است به آنكه جور نكنيد .
تفسير : از نكاح با يك زن ، يا قناعت بر يك كنيز يا چند كنيز ، يا جمع كردن يك كنيز يا چند كنيز با يك نكاح ؛ از اين سخنان ، توقّع آن است كه شما از عدل و انصاف منحرف نشويد ؛ زيرا ، حقوقى كه زنان منكوحه راست ، كنيزان مملوكه را نيست ؛ اگر در ميان آنها عدالت نكنيد ، بر شما مؤاخذه نمىباشد ؛ كنيز را مهر نيست ، و معاشرت آنها را كدام حدّ مقرّر نمىباشد . « 1 »
فايده : مردى كه چند زن دارد ، بر وى واجب است كه در خوراك و پوشاك و نوبتهاى شبانه ، مساوات و برابرى نمايد ؛ كسى كه مساوات نمىكند در قيامت مفلوج برمىخيزد ، و يك جانب وى به زمين كشيده مىشود . كسى كه در نكاح وى يك زن آزاد و يك كنيز باشد ؛ كنيز را نسبت به آزاد ، نصف نوبت است ؛ و كنيزى كه مملوكه باشد ، در نوبت آن كدام حقّ معيّن نيست ؛ و به رضاى مالك آن مربوط است .
وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً
و بدهيد به زنان مهرهايشان را به خوشى ؛
تفسير : مهر زنان منكوحه را به كمال خوشى و طيب خاطر تأديه كنيد ؛ خواه حامى و تقاضاءكنندهاى براى حصول « 2 » آن از شما موجود باشد ، خواه نباشد . اگر چنين كنيد ، در نكاح دختران يتيم نيز حرجى نيست ؛ حرج در صورتى است كه در تأديهء مهر يا اداى حقوق آنها مساهله شود .
فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ
پس اگر درگذرند به شما از چيزى از مهر خود ، به خوشى ؛ پس بخوريد آن را
هامش
( 1 ) . معاشرت با آنها ( كنيزان ) هيچ حدّ مقرّرى ندارد .
( 2 ) . وصول