تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
تفسير : در احاديث صحيحه وارد است : دختران يتيم كه تحت تربيت اولياى خود مىبودند ، نظر به قرابت و اشتراك در مال و باغ آنها دو صورت رخ مىداد : گاهى مفتون جمال و دارائى دختر هردو مىشدند ؛ امّا دختر چون يتيم بود و كسى نداشت كه حقّ وى را طلب كند ، به مهر كم ، وى را به نكاح خويش مىدرآوردند « 1 » ؛ و گاهى چنان بود كه دختر يتيم صورت زيبا نمىداشت ؛ امّا ، ولىّ او به خيال اينكه اگر او را ديگرى نكاح كند مالش از تصرّف وى خارج مىشود ، و ديگرى در مال وى شريك مىگردد ؛ به نكاح وى مىپرداخت ، ليكن به رغبت با وى بسر نمىبرد . اين آيات فرود آمد ، و به اولياى دختر ارشاد شد كه اگر شما مىترسيد كه با دختران يتيم از در انصاف پيش آمده نمىتوانيد « 2 » ، و در اداى مهر ما وجب ، و حسن معاشرت تقصير مىورزيد ؛ با آنها نكاح مكنيد ! بلكه از زنانى كه طرف ميل شماست ، شما مجازيد كه از يك الى چار ، بر طبق قانون شريعت به نكاح خويش درآوريد ، تا دختران يتيم كه شما حامى حقوق ايشانيد ، متحمل خساره « 3 » نگردند ، و بر شما نيز گناهى نباشد . بايد دانست ، مسلمانان آزاد را تا چهار نكاح ، و غلام را تا دو نكاح اجازت است ، كه در احاديث نيز تصريح و ائمّهء دين بر آن اجماع دارند و دربارهء تمام امّت همين حكم است ؛ تنها حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - نظر به خصوصيّت و امتياز خويش ، زايد بر اين اجازه داشتند .
فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ
پس اگر ترسيديد كه عدل كرده نمىتوانيد ، پس نكاح كنيد يك زن را ؛ يا ( سريّه گيريد ) آن را كه مالك است دستهايتان ( يعنى : كنيزى را كه مالتان است ) ؛ تفسير : اگر شما مىترسيد كه نمىتوانيد ميان زنان خود عدل و برابرى نمائيد ، به يك نكاح قناعت كنيد ؛ يا به يك كنيز و بيشتر از آن اكتفاء نمائيد ؛ يا با يك منكوحه ، يك كنيز يا بيشتر از
هامش
( 1 ) . درمىآوردند ؛ ( 2 ) . نمىتوانيد از در انصاف پيش بياييد ، ( 3 ) . خسارت
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 455 | محمود حسن ديوبندى