تفسير : كسانىكه فطرت ايمانى خويش را به كفر بدل مىنمايند ؛ يهود و نصارى ، يا مشرك و منافق ، هركه باشند ؛ اگر همه يك جا شوند ، به خدا زيانى وارد كرده نمىتوانند « 1 » ؛ و خود به پاى خود تيشه مىزنند « 2 » ؛ و در نتيجه مورد عذاب دردناك مىگردند .
وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ
( 178 )
و نپندارند كافران كه مهلت دادن ما به ايشان بهتر است در حقّشان ؛ جز اين نيست كه مهلت مىدهيم ايشان را ، تا بيفزايند در گناه ؛ و ايشانراست عذاب خواركننده .
تفسير : ممكن است كافران چون به عمرهاى دراز به مسرّت و ثروت وافر خويش ببينند « 3 » ، پندارند كه اگر ما مغضوب و مطرود مىبوديم ، اينقدر وسعت و مهلت نمىيافتيم ؛ و به اين حال فرخنده نمىرسيديم ! ولى واضح است كه مهلت اين جهان دربارهء آنها مفيد نيست نتيجهء اين مهلت آن است كه بر جرايم خويش افزوده ، به كفر مىميرند . آنها به اختيار و آزادى تمام ، آرزوهاى خود را انجام دهند ، و جرايم خود را ذخيره نمايند ؛ و به همين گمان باشند كه حيات ما به كمال عزّت سپرى مىشود ! حال آنكه به ايشان
« عَذابٌ مُهِينٌ »
آماده است . اكنون ، بسنجند كه مهلت دنيا دربارهء آنها نيك بود ، يا بد ؟ نعوذ باللّه من شرور انفسنا !
ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ
نيست خدا كه بگذارد مسلمانان را بر حالى كه شما هستيد بر آن ، تا آنكه جدا كند
هامش
( 1 ) . نمىتوانند زيانى وارد كنند ،
( 2 ) . تيشه به ريشهء خود مىزنند ؛
( 3 ) . چون عمرهاى دراز . . . را بنگرند ،