غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ
( 159 )
سخت دل ؛ هر آئينه پراگنده مى شدند از پيرامون تو ؛ پس درگذر از ايشان ، و آمرزش خواه به ايشان ، و مشوره كن با ايشان در كار ؛ ( پس ) چون عزم كردى ، ( پس ) توكل كن بر خدا ؛ هر آئينه خدا دوست مى دارد توكل كنندگان را .
تفسير : پس از آنكه مسلمانان راى بر تقصيرات آنها تنبيه فرمود ، و بخشش عام خويش را اعلان كرد ، و نصيحت نمود كه در آينده از سخنان اين گروه كه مار آستين مى باشند ، فريب مخوريد ؛ در اين آيات ، عفو تقصير آنها به پاية تكميل رسيد . شايد حضرت پيغمبر ( ص ) نسبت به خطاى مدهش و بزرگى كه در غزوة احد از مسلمانان صادر شده بود ، آزرده شده ، و مى خواست ديگر به مشورة آنها عمل نكند ؛ لهذا ، خداوند ( ج ) به پيرآية شگفت و اسلوب لطيف ، دربارة آنها سفارش فرمود : نخست ، بخشايش خويش راى در حق آنها اعلان كرد ؛ چه ، خدا مى دانست آزردگى و اندوه پيغمبر ( ص ) خاص براى پروردگار مى باشد ؛ باز گفت :
« فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ »
يعنى : چه مهربانى پروردگار است بر تو و ايشان كه تو راى اين قدر حسن خلق و نرمى مزاج بخشيده ! اگر جز تو ديگرى مى بود ، خدا مىداند در اين معاملة و خيم چه رويه اختيار مى كرد ! اين ، همه فضل و مرحمت الهى است كه مانند تو پيغمبرى مهربان و نرم دل و باحوصله دارند .
بالفرض ، اگر ( عياذ بالله ) دل تو سخت ، و مزاج تو تند مى بود ؛ اينها از دور تو پراگنده مى شدند ؛ و اگر از آنها خطائى صادر مى شد ، و تو سخت بازخواست مى كردى ، از خجالت و دهشت به تو نزديك شده نمى توانستند « 1 » ؛ بدين طريق ، اين مردم از خير و سعادت بزرگ بى نصيب مى ماندند ، و شيرازة جمعيت اسلام پراگنده مى شد ؛ اما ، خدا ( ج ) تو راى نرم دل و حليم آفريده ، و توئى كه از
هامش
( 1 ) . نمى توانستند به تو نزديك بشوند ؛