تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
همه به امداد او توكل نما يند . گويا ، بعد از آنكه خود از تقصير و لغزش مسلمانان درگذشت ، و پيغمبر خود راى نيز به عفو آنها و ادار نمود ، مسلمانان راى توصيه مىكند كه سخن كسى راى نشنوند ، و خالص « 1 » بر خدا ( ج ) توكل كنند ؛ اگر او تعالى مددگار شما باشد ، هيچ قوتى بر شما غالب شده نمى تواند « 2 » ؛ چنان كه در غزوة بدر مشاهده كرديد ؛ و اگر بنابه مصلحتى به شما مدد نكند ، شما بدانيد كه هيچكس به شما امداد نمى تواند چنان كه در جنگ احد به تجربه پيوست .
وَ ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَ مَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِما غَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ
( 161 ) و نيست كار پيغمبر كه پنهان دارد چيزى را ؛ و هركه پنهان دارد ، مىآرد آنچه را پنهان داشته روز قيامت ؛ باز ، تمام داده شود هر كسى را آنچه كسب كرده است ؛ و ايشان ستم كرده نمىشوند . تفسير : يا غرض از اين سخنان مطمئن ساختن كامل مسلمانان است ، تا اين وسوسه پديد نيايد كه حضرت پيغمبر در ظاهر ما را عفو كرده ، و به دل آزرده مىباشد ، و وقت ديگرى از ما انتقام خواهد گرفت . انبياء در ظاهر چيزى ، و در باطن چيزى ، نمىباشند ! يا اينكه عظمت و عصمت و امانت حضرت پيغمبر را كاملا بشناسند و دربارهء وى - صلّى اللّه عليه و سلّم - هيچگونه خيال فاسد و بيهوده را به خود راه ندهند ؛ مثلا ، اين را گمان نكنند « 3 » كه حضرت پيغمبر چيزى از مال غنيمت را ( العياذ باللّه ) پنهان خواهد كرد ! شايد اين آيت بدين سبب فرود آمده كه آن دستهء تيراندازان كه به طمع غنيمت سنگر را گذاشته بودند ، آيا حضرت پيغمبر ( ص ) آنها را از غنيمت حصّه نمىداد ؟ يا بعضى اشيا را پنهان مىكرد ؟ ! در بعض روايات آمده كه در جنگ بدر از
هامش
( 1 ) . منحصرا ( 2 ) . نمىتواند بر شما غالب شود ؛ ( 3 ) . اين گمان را نكنند