مى باشد ، و چنين معنى كرده اند كه اين سخنان از اين جهت بر دل منافقان مى گذشت ، و به زبانشان جارى مى شد ، كه خداوند ( ج ) هميشه آنها راى در آتش حسرات و افسوس سوخته بگذارد ؛ ديگر حسرات اين امر ماند كه چرا مسلمانان مانند ما نشدند و هيچكس به سخنان ما گوش نداد ؟ ! گويا ، بدين طريق
« لِيَجْعَلَ »
با
« لا تَكُونُوا »
نيز تعلقى بهم مى رساند .
وَ اللَّهُ يُحْيِي وَ يُمِيتُ
و خدا زنده مى گرداند و مى ميراند ؛
تفسير : ميرانيدن و زنده گردانيدن خاصة خداست . بسا از مردمان كه سرتاسر عمر راى به سفر مى گذرانند ، و در جنگها شريك مى شوند ؛ اما ، آخر ميان خانه و بر روى بالين جان مى سپارند ؛ و كسانى مى باشند كه عادت دارند هميشه به گوشة خانه باشند ؛ آخر خدا سببى پديد مى آرد كه از منزل برآيند ، و در بيرون بميرند ، يا كشته شوند ! انسان براى حفظ خويش هرقدر سعى كند نمى تواند آن راى تبديل دهد ، و يا از خويشتن دفع كند ؛ حضرت خالد بن و ليد ، هنگامى كه جان مى سپرد ، گفت : هيچ حصة بدن من از زخم شمشير و نيزه تهى نيست ؛ مانند شتر در داخل خانه جان مى دهم ! « فلا نامت اعين الجبناء » ( خدا كند چشم نامردان به مشاهدة اين حال بازگردد !
وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
( 156 )
و خدا به آنچه مى كنيد بيناست .
تفسير : كه منافقان و كافران به كدام راه روانند ، و مسلمانان تا چه اندازه خويشتن راى از تشبه و اقتفا به آنها بازمى دارند ؛ هريك راى مناسب حال او عوض خواهد داد .
وَ لَئِنْ قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ
و اگر كشته شديد در راه خدا ، يا مرديد ؛