تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
تفسير : از اصحاب ، كسانى كه نتوانسته بودند به غزوهء بدر سهيم شوند ؛ چون فضايل شهيدان بدر را مىشنيدند ، آرزو مىكردند خدا ( ج ) باز موقع بيارد كه در راه وى سر دهيم ، و به مقام رفيع شهادت نايل شويم . اينها بودند كه در غزوهء احد مشوره دادند « 1 » كه بايد خارج مدينه جنگ نمود . به آنها گفته شد : آنچه قبلا تمنّا داشتيد ، اكنون پيش چشم شما رسيده ؛ پس بجاى حمله هزيمت چه معنى دارد ؟ ! در حديث وارد است : لقاء عدو را تمنّا منمائيد ؛ امّا ، اگر واقع شد ، استوار و ثابت قدم باشيد .
وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ
( 144 ) و نيست محمّد مگر پيغمبر ؛ ( هر آئينه ) گذشته پيش از وى پيغمبران ؛ آيا اگر بميرد ، يا كشته شود ، بازمىگرديد بر پاشنه‌هايتان ؟ و هركه بازگردد بر پاشنه‌هاى خود ، پس هرگز ضرر نمىرساند به خدا چيزى ؛ و زود جزا مىدهد خدا شكرگزاران را . تفسير : واقعه چنان است كه حضرت پيغمبر ( ص ) در غزوهء احد ، نقشهء جنگ را به نفس نفيس خويش مرتّب فرموده ، صفها را درست نمود ، و ترتيباتى كه لازم بود اتّخاذ كرد . يك درّه بود كه بيم آن مىرفت دشمن از آنجا بر ساقهء سپاه اسلام هجوم آرد ؛ پيغمبر ( ص ) پنجاه تن تيرانداز را به سردارى عبد اللّه بن جبير - رضى اللّه عنه - در آنجا مقرّر كرد ، و به وى اكيدا امر داد
هامش
( 1 ) . مشورت دادند ، نظر مشورتى دادند
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 392 | محمود حسن ديوبندى