تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
بزرگى جانب حضرت پرتاب نمود ؛ از آن دندان مبارك شهيد ، و رخسار انوار او مجروح شده ؛ ابن قميئه مىخواست پيغمبر خدا ( ج ) را به قتل رساند امّا ، مصعب بن عمير كه پرچم اسلام در دست او بود ، براى دفاع برخاست . حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از شدت زخم بر زمين افتاد ؛ شيطانى در اين اثنا بانگ زد : محمّد كشته شد ! به مجرّد اين خبر ، مسلمانان هوش و حواسّ خويش را باختند ، تند و مضطرب شدند ؛ بعضى دست از جنگ برداشتند و نشستند ؛ و برخى كه ضعيف بودند ، خواستند از سردار مشركان ابو سفيان امان بستانند ! از منافقان ، بعضى گفتند : چون محمّد كشته شده ، بهتر است اسلام را بگذاريم ، و به مذهب قديم خويش بازگرديم ! انس ابن النضر عمّ انس بن مالك ، گفت : « اى قوم » ، اگر محمّد كشته شده ، پروردگار وى كشته نشده ؛ زنده و پايدار است ! بعد از حضرت پيغمبر ( ص ) حيات شما چه كار آيد ؟ ! بر سر آنچه پيغمبر به قتل رسيده ، شما نيز خويشتن را فدا كنيد ! اين را گفت ، و حمله‌كنان در صف كفّار داخل گرديد ، و بعد از جنگ سخت ، شهيد شد ؛ رضى اللّه عنه ؛ در اين اثنا ، حضرت پيغمبر ( ص ) به صداى بلند گفت : « الىّ عباد اللّه ! انا رسول اللّه ! » اى بندگان خدا ، از جانب من بشتابيد ! منم پيغمبر خدا ! نخست كسى كه پيغمبر خدا را شناخت ، كعب بن مالك بود . وى گفت : من پيغمبر را از چشمان او شناختم كه تحت مغفر « 1 » مىدرخشيد . فرياد برآورد : ايى معشر مسلمانان ، بشارت مىدهم شما را كه پيغمبر خدا ( ج ) در اين‌جاست . به مجرّد استماع اين صداى حوصله‌افزا ، مسلمانان به آن طرف شروع به جمعيّت نمودند . سى تن از اصحاب پيرامون پيغمبر فراهم آمدند ، و به مدافعه پرداخته ، مشركان را متفرّق گردانيدند . سعد بن ابى وقّاص ؛ طلحه ؛ ابو طلحه ؛ قتادة بن النعمان و غيرهم ؛ چندان به شدّت سربازى و جان‌نثارى نمودند كه مشركين را مجبور كردند از معركه برآيند . در اين موقع ، اين آيات فرود آمد :
« وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ
- الآية ) يعنى : محمّد خدا نيست ، و يك پيغمبر اوست ؛ پيش از وى پيغمبران گذشته‌اند كه بعد از آنها پيروانشان به فداى جان و مال ، دين را محافظه « 2 » ، و استوار داشته‌اند . رحلت پيغمبر ازين جهان ، امرى شگفت نيست ؛ اگر اكنون وفات پيغمبر ( ص ) به وقوع نپيوست ، و كدام وقت ديگر « 3 » واقع شود ، و يا به شهادت رسد ؛ آيا از خدمت و حراست دين به پاشنه‌هاى خود بازمىگرديد ؟ و جهاد فى سبيل اللّه را مىگذاريد ؟ چنان كه اكنون كه تنها خبر قتل وى را شنيديد ، اكثر عقب نشستيد ؟ و يا بر طبق مشورهء منافقان ( العياذ باللّه ) ، دين خويش را به‌طور قطعى ترك مىكنيد ؟ ! از شما اين توقّع نبود !
هامش
( 1 ) . كلاه‌خود ( 2 ) . محافظت نموده ، ( 3 ) . هر وقت ديگر