تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
قالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ
گفت : اى پروردگار من ، از كجا باشد مرا فرزندى ؟ و دست نرسانيده به من هيچ آدمى ! تفسير : معلوم گرديد كه بايد مريم از بشارت بداند كه فرزندى به حالت كنونى « 1 » به وجود مىآيد ، ورنه محلّ تعجب چه بود ؟ !
قالَ كَذلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
( 47 ) گفت : چنين ؛ خدا پيدا مىكند هرچه را خواهد ؛ هرگاه اراده كند كارى را ، پس جز اين نيست كه بگويد او را : شو ! پس مىشود . تفسير : اين چنين بدون مسّ بشر به وجود مىآيد ؛ تو تعجّب مكن كه اين امر مخالف عادت است ! خدا ( ج ) هرچه را اراده نمود و چنان كه خواست ، پديد مىآرد ؛ قدرت وى محدود نيست ؛ هرچه كرد ، صورت مىبست ؛ به مادّه نيازمند ، و به اسباب محتاج نمىباشد .
وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ
( 48 ) و مىآموزد او را خدا كتاب و حكمت ، و تورات و انجيل ؛ تفسير : يعنى نوشتن را تعليم مىدهد ، يا : علم عامّهء كتب هدايت را عموما ، و علم تورات و انجيل را خصوصا عطا مىفرمايد ؛ و سخنان بس غامض حكمت را تلقين مىكند . به خيال بنده ، مراد از « كتاب » و « حكمت » ممكن است قرآن و سنّت باشد ؛ زيرا ، حكم مسيح ، بعد از نزول ، موافق قرآن و سنّت مىباشد ، و اين امر آنگاه امكان مىپذيرد كه مسيح به اين اشياء علم داشته باشد ؛ و اللّه اعلم .
هامش
( 1 ) . فورا ، در همان وضعيت موجود