وَ يُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلًا وَ مِنَ الصَّالِحِينَ
( 46 )
و سخن گويد با مردمان ، در حالىكه در گهواره ( در آغوش مادر ) است ؛ و در حال معمّرى ؛ و باشد از نكوكاران ( شايسته ) .
تفسير : يعنى او بسيار شايسته و نكوكار مىباشد ؛ اوّل در آغوش مادر و بعدا هنگام كبارت « 1 » ، سخنان شگفتانگيز مىگويد . به اين كلمات حقيقتا تسكين كامل مريم حاصل گرديد ؛ زيرا ، از بشارات گذشته ممكن بود مىانديشيد كه اين وجاهت وقتى « 2 » حاصل مىشود ؛ امّا ، آنگاه كه بعد از ولادت او هدف طعن و تشنيع مردم قرار داده شوم ، من چگونه برى خواهم شد ؟ ! خدا ( ج ) به جواب اين سؤال گفت : انديشه مكن ! تو به حركت زبان خود نيز نيازمند نخواهى شد ، بلكه بگو : من امروز از سخن روزه گرفتهام و چيزى گفته نمىتوانم « 3 » ! خود پسر جواب مىدهد ؛ تفصيل كامل در سورهء مريم مىآيد .
بعض محرّفين گفتهاند : آيت
« يُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلًا »
صرف براى تسليت مريم بود كه طفل گنگ نمىباشد و مانند ساير اطفال در طفوليّت و كهولت سخن گفته مىتواند ! امّا ، تعجّب اينجاست كه مردم در محشر نيز به حضرت مسيح چنين خطاب خواهند كرد : « يا عيسى ، انت رسول اللّه و كلمة القاها الى مريم و روح منه ، و كلّمت الناس فى المهد صبيّا » و حضرت الهى نيز در قيامت مىفرمايد :
« اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَ عَلى والِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلًا » ؛
آيا در محشر نيز ، اين علامات ، خاص از اينجهت بيان مىشود كه حضرت مريم مطمئن مىگردد كه فرزند وى گنگ نمىباشد و مانند ديگر اطفال سخن گفته مىتواند ؟ ! اعاذنا اللّه من الغواية و الضّلالة .
هامش
( 1 ) . بزرگسالى ، ميانسالى ،
( 2 ) . يك زمانى ،
( 3 ) . نمىتوانم چيزى بگويم !