تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
تعريب مسيح شده است ؛ امّا ، دجّال را كه « مسيح » مىگويند ، بالاجماع لفظ عربى است ؛ وجه تسميهء آن فى موقعه « 1 » بيان گرديده . نام ديگر مسيح يا لقب وى « عيسى » است كه از « ايشوع » ، لغت عبرانى ، به عيسى معرب شده است ، و معنى آن سيّد ( سردار ) است . اين سخن مخصوصا قابل دقّت است كه قرآن كريم در اين‌جا براى مسيح كلمهء « ابن مريم » را به طور جزء علم استعمال نموده است ، زيرا ، هنگامى كه به مريم مژده داده شد ؛ به وى گفته شد كه ترا به كلمة اللّه بشارت داده مىشود كه نام او مسيح عيسى بن مريم خواهد بود ، اين توضيح براى معرّفى عيسى نبود ؛ از آن‌جهت بود كه چون مسيح پدر نداشت ، خاص به مادر منسوب خواهد بود ؛ حتّى « 2 » هميشه تذكار اين آيت شگفت‌انگيز و اظهار بزرگى مريم پيش مردم آن را جزء نام او گردانيد ؛ ممكن بود چون مريم اين بشارت را شنيد ، به مقتضاى بشريّت در تشويش مىافتاد كه چگونه مردم باور خواهند داشت كه فرزندى بدون پدر تنها از بطن زن بوجود آيد ؟ ناچار به من تهمت بندند ، و فرزند مرا به لقب بد شهرت دهند ، و ايذا رسانند ! من چگونه برائت خود را ثابت گردانم ؟ ! از اين‌جهت ، بعدتر دربارهء وى
« وَجِيهاً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ »
فرموده و او را مطمئن گردانيد كه نه تنها در آخرت ، در دنيا نيز خدا ( ج ) به وى عزّت و وجاهت عظيم خواهد بخشيد ، و تمام الزامات دشمنان را دروغ ثابت خواهد گردانيد . لفظ « وجيه » در اينجا چنان است كه دربارهء حضرت موسى فرمود :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قالُوا وَ كانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِيهاً »
( احزاب ، ركوع 9 ) . گويا هركه را خدا ( ج ) « وجيه » مىگويد ، به‌طور خاص از طعن و تشنيع و الزامات دروغ برى مىسازد . هركه از خبث باطن ، نسب حضرت مسيح را طرف طعنه قرار دهد ؛ خدا و يا ديگرى را پدر او معرّفى كند ، يا خلاف واقع او را مقتول يا مصلوب يا در حال حيات مرده گويد ، يا او را به تعليم مشركانهء عقايد باطلهء خدايى و فرزندى منسوب گرداند ؛ خداوند مسيح را در دنيا و آخرت از تمام اين الزامات ، علانيه برى ؛ وجاهت و نزاهت او را على رؤس الاشهاد آشكار مىگرداند ؛ وجاهتى كه بعد از ولادت و بعثت در دنيا وى را حاصل شده ، بعد از نزول ، تكميل خواهد شد ؛ چنان كه عقيدهء اجماعى اهل اسلام است . باز در آخرت به‌طور خاص
( أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي
- الآية ) از وى سؤال ، و انعامات خصوصى به يادش داده خواهد شد ؛ و روبروى همه خلق اوّلين و آخرين كرامت و وجاهت وى ظاهر خواهد شد ؛ چنان كه در سورهء مائده مذكور است ؛ نه تنها در دنيا و آخرت وجيه مىشود بلكه ، در زمرهء مقرّبان اخصّ الخواصّ خدا ( ج ) به حساب خواهد آمد .
هامش
( 1 ) . در جاى خودش ( 2 ) . تا اينكه