تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
خويش تنها مانده به صورت انفرادى يا با زنان ديگر در جماعت به امام اقتدا مىكرد ، اين همه صور احتمالى مىباشد ، و اللّه اعلم .
ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ
اين از خبرهاى غيب است وحى مىكنيم آن را به سوى تو ؛ تفسير : ظاهرا مريم خواننده و نويسند نبود ، و پيشتر با اهل كتاب نيز چنان صحبتى معتدّ بها نكرده بود كه واقعات گذشته از وى تحقيق شده مىتوانست ، و اگر صحبتى كرده باشد هم شايستهء اعتنا نبود ؛ زيرا ، آنان خود در ظلمات اوهام و خرافات فرو رفته ، بعضى به دوستى زياد ، و برخى به دشمنى ، وقايع صحيحه را مسخ كرده بودند ؛ از چشم نابينا توقّع روشنى نتوان كرد . در اين احوال ، در ضمن اين دو سورهء مكّى و مدنى ، چندان واقعات به بسط و فصل ابلاغ گرديده كه چشم مدّعيان بزرگ علم كتاب را خيره مىگرداند و احدى را مجال انكار نمىماند ، روشن‌ترين دليل كه ثابت مىكند علم حضرت پيغمبر ( ص ) به ذريعهء وحى بوده همين است ؛ زيرا ، حضرت وى اين حالات را به چشم سر معاينه نكرده بود ، و كدام ذريعهء خارجى « 1 » براى حصول علم نيز نزد وى - صلّى اللّه عليه و سلّم - موجود نبود .
وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ
( 44 ) و تو نبودى نزد ايشان ، وقتىكه مىافگندند قلم‌هايشان را ، كه كدام از ايشان در تربيت خويش گيرد مريم را ، و نبودى نزد ايشان ، وقتى كه گفتگو مىكردند ( دربارهء تربيهء مريم ) ؛
هامش
( 1 ) . هيچ وسيلهء بيرونى