صورتى پديدار گرديد ؛ زيرا ، بعد از آدم و نوح ( ع ) كسانى كه در جهان زندگانى مىكردند همه از نسل اين پيغمبران برگزيدهء الهى بودند ، و هيچ خاندان از نسل آنان خارج نبود ؛ امّا ، بر خلاف آن ، بعد از حضرت ابراهيم ( ع ) در دنيا خانوادههاى متعدّد موجود بودند ؛ همچنانكه خدا ( ج ) در ميان مخلوقات بىشمار خويش آدم را به نبوّت برگزيد ، همچنان علم محيط و اختيار كامل او از ميان چندين هزار خانواده براى اين مقام رفيع دودمان ابراهيم را مخصوص گردانيد ؛ پيغمبرانى كه بعد از ابراهيم ( ع ) مبعوث شدهاند از نسل پسران او اسمعيل و اسحق بودند ؛ از آنجا كه عموما سلسلهء نسب بسوى پدر بازمىگردد ، و حضرت مسيح بدون واسطهء پدر تولّد شده ، و لزوم انفكاك وى از نسل ابراهيم توهّم مىشد ، خداوند فرمود :
« وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ »
تا تنبيه شود كه مسيح چون خاص از طرف مادر پديد آمده ، سلسلهء نسب او هم از طرف مادر به حساب مىآيد ، نه اينكه - معاذ اللّه - به خدا منسوب گردد ، و چون واضح است كه سلسلهء نسب عمران پدر حضرت مريم صدّيقه والده مسيح به ابراهيم منتهى مىشود ؛ پس آل عمران نيز شعبهاى از آل ابراهيم است ، و پيغمبرانى كه بعدا مبعوث شدهاند هيچ يك از خاندان ابراهيم ( ع ) بيرون نمىباشند .
وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
( 34 )
و خدا شنوا ، داناست .
تفسير : دعاها و سخنان همه را مىشنود ، و استعداد مخفى و آشكارشان را مىداند ؛ بنابرآن به وهم ميافتند كه چنين انتخابى كيفما اتّفق واقع شده باشد ؛ زيرا ، تمام امور آنجا مبنى بر كمال علم و حكمت است .
إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ ما فِي بَطْنِي مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ
وقتىكه گفت : زن عمران : اى پروردگار من ، هر آئينه من نذر كردم براى تو آنچه را در شكم من است ، آزاد كرده شده از همه ؛ پس قبول كن از من ؛ هر آئينه تو ، تويى شنوا ،