وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ
( 31 )
و بيامرزد به شما گناهان شما را ؛ و خدا آمرزنده مهربان است .
تفسير : بعد از ممانعت موالات و محبّت با دشمنان خدا ( ج ) معيار دوستى الهى معيّن مىشود ؛ يعنى هركه در دنيا محبت حضرت مالك حقيقى را دعوى مىنمايد ، دعواى وى بر معيار اطاعت حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - عرض شود ، صفا و غشّ آن هويدا خواهد شد . هركه به طريقهء محمديّه استقامت مىورزد و فروغ نبوّت را مشعل راه خويش مىگرداند ، بداند كه در محبّت خدا ( ج ) دعوى او بىآلايش و صادق مىباشد . گويا ، هر قدرى در اين دعوى صادق باشد ، در پيروى حضرت پيغمبر ( ص ) مستحكم و مستعدّ مىباشد ؛ و در نتيجه ، به جايى مىرسد كه خدا ( ج ) به وى محبّت كند ، و به طفيل اطاعت پيغمبر ( ص ) و محبّت خدا ( ج ) جرايم گذشتهء او بخشيده شود ، و انواع مراحم ظاهرى و باطنى خدا ( ج ) دربارهء وى مبذول گردد . گويا ، چون از بيان توحيد فراغت حاصل شد ، اينجا بيان نبوّت آغاز ، و اطاعت حضرت پيغمبر ( ص ) دعوت داده شد .
قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرِينَ
( 32 )
بگو : فرمان بريد خدا را و پيغمبر را ؛ پس اگر روى گردانيدند ، پس هر آئينه خدا دوست ندارد كافران را .
تفسير : يهود و نصارا مىگفتند : « نحن ابناء اللّه و احباه » ما فرزندان خدا و دوستان اوئيم در اينجا واضح گرديد كه كافران هرگز محبوب خدا ( ج ) شده نمىتوانند « 1 » ، اگر شما واقعا دوستى خدا را مىخواهيد ، احكام او را بهجا آريد ، و گفتهء پيغمبرش را بپذيريد ، و محبوب بزرگ او را فرمان بريد . جواب وفد نجران نيز داده شد كه گفته بودند كه ما اگر مسيح را تعظيم و پرستش
هامش
( 1 ) . كافران هرگز نمىتوانند محبوب خدا گردند .