الْعَلِيمُ
( 35 )
دانا .
تفسير : حنّه نام ، دختر فاقوذا منكوحهء عمران ، بر طبق رسم آن زمان نذر كرده گفت :
خدايا ، اولادى كه در بطن من است ، او را محرّر ، يعنى به نام تو آزاد مىكنم ! و مقصدش آن بود كه او از تمام مشاغل دنيايى ، از قيد نكاح و مانند آن آزاد باشد ، تا هميشه به خدا ( ج ) عبادت و به كليسا خدمت كند . گفت : اى خدا ( ج ) ، به كرم خويش نذر مرا انجام بخش ؛ عرض مرا مىشنوى ، و بر خلوص نيّت من آگاهى ! گويا به طرز لطيفى دعا كرد كه به وى پسر ارزانى شود ؛ چه دختران در اينگونه خدمات پذيرفته نمىشدند .
فَلَمَّا وَضَعَتْها قالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى
پس دمى كه بزاد آن را ، گفت : اى پروردگار من ، هر آئينه من زادم آن را دختر ؛
تفسير : اين را به حسرت و افسوس گفت ؛ چه ، خلاف اميد واقع گرديد و پذيرفتن دختران معمول نبود .
وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثى
و خدا داناتر است به آنچه زاده است ؛ و نيست آن پسر مانند اين دختر ؛
تفسير : اين كلام خدا ( ج ) است كه در ميان حكايت به صورت جملهء معترضه نازل شده ، يعنى او نمىداند كه چه زاده زيرا مقام و مرتبت اين دختر تنها به خدا ( ج ) معلوم است - پسرى را كه تمنا داشت كجا به منزلت اين دختر بود اين دختر ذاتا فرخنده و مسعود است و در وجود او فرزندى بس عظيم الشأن منطويست .
وَ إِنِّي سَمَّيْتُها مَرْيَمَ وَ إِنِّي أُعِيذُها بِكَ وَ ذُرِّيَّتَها
و هر آئينه من نام نهادم آن را مريم ؛ و هر آئينه من در پناه مىآورم او را به تو ، و اولادش را ،