عطف در آيت
« وَ إِنِّي أُعِيذُها بِكَ »
براى مفهوم ترتيب نباشد يا اينكه در حديث تنها توّلد مسيح از مريم مراد بوده ، هر دو جداجدا اراده نشوند ؛ چنان كه در يك روايت بخارى تنها به ذكر حضرت مسيح اكتفا شده ؛ و اللّه اعلم .
فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ أَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً وَ كَفَّلَها زَكَرِيَّا
پس قبول كرد آن را پروردگارش به قبول نيكو ؛ و نما دادش نماى نيك ؛ و سپردش به زكريا ؛
تفسير : اگرچه دختر بود ، مگر « 1 » خدا ( ج ) او را از پسر بيشتر مورد قبول قرار داد و در قلوب مجاوران بيت المقدس القاء كرد كه بر خلاف رواج عمومى دختر را به خدمت كليسا بپذيرند ، و مريم را شايستگى قبول بخشيد ، و در كفالت بندهء برگزيدهء بارگاه خويش حضرت زكرّيا سپرد ، و در پيشگاه احديّت به حسن قبول سرفراز گردانيد ؛ در جسم و روح ، در علم و اخلاق ، از هر حيث ، به صورت فوق العاده ، او را برترى داد . چون مجاوران دربارهء تربيت وى با هم اختلاف كردند ، قرعهء انتخاب او را به نام زكرّيا برآورد ، تا در آغوش لطف خالهء مهربان تربيت يابد و از علم و ديانت زكريا مستفيد شود - زكريا در تربيت و مراعات وى چندان كه توانست كوشش ورزيد ؛ چون مريم به عقل رسيد ، نزديك بيت المقدس اطاقى را به وى تخصيص داد . مريم تمام روز در آنجا عبادت مىكرد ، و شبانه به خانهء خاله بسر مىبرد .
كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً
هرگاه مىدرآمد بر مريم زكريّا ، در حجرهء مريم مىيافت نزدش خوردنى ؛
تفسير : اكثر سلف مىگويند : « رزق » مراد از خوراك ظاهرى است كه ميوهء يك موسم ديگر نزد مريم مىرسيد : ميوهء زمستان در تابستان و ميوهء تابستان در زمستان . يك روايت از
هامش
( 1 ) . ليكن