تفسير : يعنى در دل مسلمان خوف اصلى خدا ( ج ) باشد ، و كارى نكند كه مخالف رضاى الهى واقع گردد ؛ مثلا ، از جماعت اسلام گذشته ، بدون ضرورت ، ظاهرا يا خفية ، با كفّار موالات نمايد ، يا در وقت ضرورت در اختيار نمودن صورت موالات از حدود شرعى تجاوز كند ، يا خطرات موهوم و حقير را يقينى و مهم ثابت كند ، و اين چنين مستثنيات يا رخصتهاى شرعى را آلهء خواهشات نفسانى گرداند « 1 » ؛ به آنها بايد تذكّر داد كه تماما در محضر عدالت عاليه خداوند ( ج ) حاضر مىشوند ، در آنجا حيله و حوالهء دروغ ، كارى از پيش برده نمىتواند « 2 » .
مسلمان نيرومند بايد از حدّ رخصت صرفنظر نمايد ، و بر عزيمت عمل كند ، و از خدا نسبت به مخلوق بيشتر بترسد .
قُلْ إِنْ تُخْفُوا ما فِي صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ اللَّهُ
بگو اگر پنهان داريد آنچه را در دلهاى شماست يا آشكار كنيدش ؛ مىداند آن را خدا ؛
تفسير : ممكن است انسان نيت و راز خويش را از بندگان بپوشد ، امّا خدا را به اين ترتيب فريب داده نمىتواند « 3 » :
« وَ اللَّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ »
.
وَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
( 29 )
و مىداند آنچه را در آسمانهاست ، و آنچه در زمين است ؛ و خدا بر همه چيز تواناست .
تفسير : چون علم وى چنين محيط و قدرتش عامّ و تامّ است ، گنهكار به هيچ صورت نتواند گناه خويش را بپوشد ، و از سزا نجات يابد ، يا گريخته تواند « 4 » .
هامش
( 1 ) . وسيلهء اجراى هواهاى نفسانى
( 2 ) . نميتواند كارى از پيش ببرد .
( 3 ) . نمىتواند فريب بدهد .
( 4 ) . يا اينكه بتواند بگريزد .