يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً
كند اين ، پس نيست او از دوستى خدا در هيچ چيزى ؛ مگر آنكه بترسيد از كافران ترسيدنى .
تفسير : چون زمام حكمرانى و شهريارى ، عزّت و جاه ، و هرگونه تحوّل و تصرّف ، تنها در قدرت خداى پاك است ، به مسلمانان « 1 » كه اين امر را به خوبى مىدانند ، شايسته نيست كه به دوستى دوستان و اخوّت برادران مسلمان خود اكتفا نورزيده ، حتما با دشمنان خدا ( ج ) دوستى و مدارا نمايند ؛ دشمن با خدا و پيغمبر وى ، هرگز با مسلمانها دوست نمىشود ! كسى كه به چنين خبطى گرفتار شد ، يقينا با محبّت و موالات الهى سروكارى ندارد . اميدها و بيمهاى فرد مسلمان بايد خاص به حضرت ايزد متعال مربوط باشد . كسانى كه با خدا ( ج ) چنين تعلّقات دارند ، فقط آنها شايستهء امداد و اعتماد و محبّت و وثوق مسلماناند ؛ البتّه ، براى دفع ضرر بزرگ كفّار ، و حفاظت خويش ، طريقهء معقول و مشروع را از روى تدبير و انتظام اختيار كردن به صورت لابدّى ، از حكم ترك موالات مستثنى مىباشد ؛ چنانچه در سورهء انفال از
« وَ مَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلى فِئَةٍ »
مستثنى كرده شده ، و چنانچه در حال تحرّف و تحيزّ به صورت حقيقى فرار من الزحف نيست ، بلكه محض به صورت ظاهر مىباشد ؛ اينجا نيز مراد از فرمودهء
« إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً »
حقيقتا موالات نيست ، بلكه خاص صورت موالات مىباشد ، كه آن را مدارات « 2 » مىناميم . تفصيل اين مسئله را در سورهء مائده در فوائد آيت
« لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَ »
مطالعه كنيد ، و همچنين به رسالهء جداگانهاى كه بنده در اينباره به ارشاد استاد ( مترجم محقّق ) - قدّس اللّه روحه - نوشتهام ، و به طبع رسيده ، مراجعه نمائيد .
وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ
( 28 )
و مىترساند شما را خدا از خود ؛ و بسوى خدا بازگشت است .
هامش
( 1 ) . براى مسلمانان
( 2 ) . مدارا