تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
تفسير : كسى كه سوگند مىخورد كه هيچگونه عمل شايسته را انجام نخواهد داد ، مثلا ، مىگويد : با پدر و مادر خويش سخن نخواهم گفت ! به بينوائى چيزى نخواهم داد ! ميان مردم آشتى نخواهم كرد « 1 » ! نام خدا ( ج ) را هيچگاه در اين گونه سوگندها وسيلهء اعمال ناشايسته قرار مدهيد ؛ كسى كه چنين سوگند خورد ، شكستن سوگند و كفارهء آن بر وى واجب است .
وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
( 224 ) و اللّه نيكو شنوا ، داناست . تفسير : هركه سوگند مىخورد ، خدا ( ج ) آن را مىشنود ؛ و كسى كه به ملاحظهء عظمت و جلال الهى از سوگند خوددارى مىكند ، خدا ( ج ) بر نيّت او آگاه است ؛ هيچ يك از امور آشكار و نهان شما بر حضرت او مخفى نيست ؛ پس در نيّت قلبى و قول لسانى هر دو احتياط بايد كرد .
لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ
نمىگيرد شما را اللّه به لغو در سوگندهاىتان ؛ تفسير : سوگند لغو آن است كه بىساخته « 2 » و ناخواسته بر زبان صادر شود ؛ چنان كه در عرف معمول است ، و دل از آن آگاه نباشد . اين گونه سوگند گناه و كفّاره ندارد ؛ البتّه ، اگر كسى الفاظ قسم را به غرض تأكيد براى وقوع امر آينده بر زبان راند ؛ چنان كه گويد : و اللّه ، باللّه ، اين كار را مىكنم ! يا : نمىكنم ! اگرچه قصد قسم را هم نداشته باشد ، كفّاره بر او لازم است ؛ و تفصيل كفّاره در آينده مىآيد .
وَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ
و ليكن مىگيرد شما را به آن سوگندهايى كه قصد كرده آن را دل‌هاى شما ؛ تفسير : كسى كه به تجاهل سوگند خورد ، و دلش با زبانش موافق باشد ، به شكستن اين گونه سوگند كفّاره لازم مىشود ؛
هامش
( 1 ) . مردم را با يكديگر آشتى نخواهم داد ! ( 2 ) . ناسنجيده