حَتَّى يُؤْمِنُوا وَ لَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَ لَوْ أَعْجَبَكُمْ
تا آنكه ايمان آرند ؛ و البتّه غلام مسلمان بهتر است از مشرك ، و اگرچه به شگفت آرد شما را ؛
تفسير : پيشتر ، مرد مسلمان با زن كافر ، و يا برعكس ، در هر دو صورت ، به نكاح مجاز بودند ؛ اين آيت آن را نسخ كرد . نكاح مرد و زن مشرك با مسلمان صحيح نيست ، و اگر كسى بعد از نكاح مشرك شود ، نكاح فسخ مىشود . « شرك » در علم و قدرت و ساير صفات خداوندى ديگرى را با خدا مماثل پنداشتن ، و يا براى ديگرى مانند خدا تعظيم نمودن است ؛ چون سجده كردن به ديگرى ، و يا مختار دانستن ديگرى را ، و از وى حاجت خواستن . باقى اين قدر سخن ، از آيات ديگر معلوم مىشود كه نكاح مرد مسلمان با زنان يهود و نصارى جايز است ، و آنها در مشركان داخل نمىباشند ؛ به شرطى كه « 1 » به دين خويش استوار بوده ، يعنى دهرى و ملحد نباشند ؛ مانند نصارى كه اكثر امروز چنيناند .
خلاصهء تمام آيت اين است كه نكاح مرد مسلمان با زن مشرك جايز نيست ، مگر آنگاه كه مسلمان شود . بدون شك ، كنيز مسلمان از زن كافر آزاد بهتر است ، اگرچه به سبب مال و زيبائى و شرافت در نگاه شما پسنديده افتد . همچنين ، زن مسلمان را به مرد مشرك نكاح مكنيد ؛ غلامى كه مسلمان باشد نيز از مرد مشرك آزاد بهتر است ؛ اگرچه به سبب زيبائى و دارايى مورد پسند شما واقع شده باشد . كمترين مسلمانان بر بلندترين مشركان برترى و فضيلت دارد .
أُولئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ
آن گروه دعوت مىنمايند به سوى آتش ؛
تفسير : اقوال ، افعال ، اختلاط و دوستى با مشركين و مشركات ، نفرت و كراهيت شرك را از دلها مىكاهد ، و دلها را به شرك مايل مىگرداند ، كه مسير آن دوزخ است ؛ از اين جهت ، از نكاح آنان اجتناب تام لازم است .
هامش
( 1 ) . به شرط آنكه ، مشروط به اينكه