تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
است . قانونى كه شما وضع كرده‌ايد ، كه ميان شريف و وضيع امتياز مىنهيد ، اساسا لغو است ؛ مردم در زندگى برابرند ، بينوا باشند يا امير ؛ شريف باشند يا وضيع ؛ دانشمند باشند يا بىدانش ؛ جوان باشند يا سالخورده و كودك ؛ تندرست باشند يا بيمار محتضر ؛ سالم الاعضا باشند يا كور و لنگ ؛ هيچگونه تفاوتى ندارد . فايده : در آيهء اوّل اصول ، اعمال نيكو و برّ ذكر شد ، اعمالى كه بنيان هدايت و مغفرت بر آن بود ، و به آن طرف اشاره شد كه اهل كتاب از اينها بهره ندارند ، و تصريح گرديد كه جز به اين خوبىها نيز هيچكس در امور دين راست و پرهيزگار شمرده نمىشود ؛ مصداق اين امر مسلمانان مىباشند نه اهل كتاب ، و نه جاهلان عرب ؛ خدا از همه اعراض كرده ، خاص اهل ايمان را مورد خطاب قرار مىدهد ، و فروع مختلف نيكى و برّ ، يعنى عبادات بدنى و مالى و معاملات مختلفه را به انسان تعليم مىدهد ، و خاطر نشان مىنمايد كه اين فروع را كسى مىتواند بجا آرد كه بر اصول متذكرهء سابق راسخ و پايدار باشد ؛ ديگران شايستهء اين خطاب نيز شناخته نشدند ؛ زيرا ، سخت باعث عار آنها مىشود . اكنون ، مراد از اين احكام فرعى كه به تفصيل بيان مىشود ، حقيقتا هدايت و تعليم اهل ايمان است ؛ امّا گاهى ضمنا ، و گاهى تعريضا ، به نقايص ديگران نيز تنبيه مىشود ؛ چنانچه در
« كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى »
اشاره شد كه يهود و امثال آنها راجع به قصاص قانونى وضع كرده‌اند كه ايجاد بىاساس خود آنها « 1 » ، و مخالف احكام الهى ( ج ) مىباشد . از مطالب فوق آشكار گرديد كه آنها از اصول متذكّره ، به كتابها و پيغمبران بطور صحيح ايمان ندارند ؛ به عهد خدا وفا نكرده‌اند ؛ و هنگام ورود مصائب و نوائب صابر و شكيبا نبودند ، ورنه ، وقتى كه يكى از نزديكان عزيز ايشان كشته مىشد ، چنين جزع نمىكردند ؛ و در پى هواى نفس نمىشدند ؛ فرمان خدا و ارشاد انبياء و احكام كتاب را نمىگذاشتند و به كشتن بىگناهان امر نمىدادند .
الْحُرُّ بِالْحُرِّ
آزاد به عوض آزاد ؛ تفسير : اين توضيح مساوات است ؛ مساواتى كه دربارهء آن حكم صادر گرديده . مطلب اين است كه در خون هر دو مرد آزاد تنها همان مرد آزاد كشته مىشود كه قاتل باشد نه چنان كه
هامش
( 1 ) . ساخته و پرداختهء بىپايه و مايه خود آنان است ،
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 143 | محمود حسن ديوبندى