حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ السَّائِلِينَ وَ فِي الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِينَ الْبَأْسِ
دوست داشتن آن ، خويشاوندان را و يتيمان را و محتاجان را و مسافران را و سوالكنندگان را ، و ( خرج كند ) در خلاصى گردنها ؛ و برپا دارد نماز را و بدهد زكوت را ، و وفاكنندگان به عهد خويش ، وقتى كه عهد كنند ؛ ( و خاص مىگردانيم ) صبركنندگان را در سختى و رنج و وقت كارزار ؛
تفسير : خيرى كه سرمايهء هدايت و مغفرت شود آنست كه انسان به خدا ( ج ) و روز قيامت و به تمام فرشتگان و كتب آسمانى و پيغمبران از دل ايمان بياورد ، و به ايشان يقين كند ، و با وجود محبّت و ميلى كه به مال دارد آن را ، علاوه بر زكات به خويشاوندان و كودكان پدرمرده ؛ به بينوايان و مسافران و سائلان نيازمند و بيچاره بدهد ؛ در رهانيدن گردنها ، يعنى در راه نجات مسلمانانى كه كافران آنها را به ظلم محبوس كرده باشند ، يا براى تخليص مقروض از چنگ قرضدار ، يا به غرض آزادى غلام ، و تخليص مكاتب « 1 » ، صرف كند ؛ نماز را به خشوع و نياز برپا دارد ؛ از نقره و طلا و هر نوع متاع بازرگانى زكات بدهد ؛ به عهد خود استوار باشد ؛ چون بينوائى و تهىدستى روى آرد ، و هنگامى كه بيمارى و مصيبت طارى شود ، در وقت خوف ، و آنگاه كه آتش جنگ مشتعل شود ، خويشتن را نبازد ؛ ثبات و استقلال را از دست ندهد . چون يهود و ( چنان كه در آيات قرآن ذكر شد ) از اين عقايد و كردار و اخلاق اساسى تقصير مىورزيدند و
هامش
( 1 ) . به منظور آزادى برگان و رهانيدن زرخريدانى كه با اربابهايشان براى آزادى خودشان قرارداد بستهاند ،