ناقص بودند و در آن هر نوع اخلال مىنمودند ، بنابرآن ، افتخارشان بر اينكه تنها جانب قبله توجه دارند و خويشتن را بر هدايت مستقيم مىپندارند و شايستهء آمرزش مىشمارند ، افتخار بى جا و بيهوده است اگر آنها بر اعتقادات و اخلاق و اعمالى كه در اين آيت به تفصيل ذكر يافته ، استوارى نكردند ؛ تنها به استقبال قبله هدايت نمىشوند ، و از عذاب الهى ( ج ) رستگارى نمىيابند .
أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ
( 177 )
آن گروه ، آنانند كه راستاند ( در دعواى نيكوكارى ) ؛ و آن گروه ، خاص ايشان پرهيزگارانند .
تفسير : كسانى كه به اين عقايد و اعمال و اخلاق موصوفند ؛ اين اشخاص ، در اعتقاد و ايمان و دين خويش صادق ، و در قول و پيمان خود مستحكم ، و در اخلاق و اعمال ، پارسا و پرهيزگارند ، يا : از جرايم و چيزهاى بد محترزند ؛ يا : از عذاب خدا بر كنار مىمانند . آنچه اهل كتاب دربارهء خويش گمان دارند ، چگونه درست شود ، در حالى كه هيچيك از اين صفات در ايشان پديد نمىباشد ؟ « 1 »
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى
اى مؤمنان ، فرض كرده شد بر شما قصاص ( مساوات ) دربارهء كشتگان ؛
تفسير : يهود و عرب در دورهء جاهلى قواعدى وضع نموده بودند كه بر طبق آن شخص آزادى را كه از طبقات پست مىبود به جاى غلام شرفاء ، و مرد را به جاى زن ، و دو شخص آزاد را در عوض يك شخص آزاد ، قصاص مىنمودند . خداوند در اين آيه فرمود : اى مؤمنان ، ما بر شما دربارهء كشتگان برابرى و مساوات را فرض گردانيديم . معنى لغوى « قصاص » مساوات
هامش
( 1 ) . پديدار نيست ، وجود ندارد ؟